سه‌شنبه 25 تير 1398   00:26:15
بيشتر
اشتراک در فیسبوکاشتراک در توییتراشتراک در لینکدیناشتراک در گوگل پلاسنسخه متنی




نقش امارات در جنگ سرد آمریکا علیه ایران

1392/10/9 دوشنبه






نقش امارات در جنگ سرد آمریکا بر علیه ایران
ترجمه گزارش تهیه شده توسط بنیاد کارنگی آمریکا


مدیریت کل اوپک وروابط با  مجامع انرژی
اداره سیاست‌های انرژی
ترجمه و تنظیم   : سید محمد رضاغفاری

خلاصه مدیریتی:

روابط ایران و امارات دارای ابعاد مختلفی است که بررسی آنها نقش بارز این کشور کوچک حاشیه خلیج فارس را در تحولات کلان منطقه آشکار می سازد. روابط تجاری گسترده امارات با ایران و تأثیر حضور شمار قابل توجه ایرانی تباران از یکسو و روابط راهبردی با واشنگتن از سوی دیگر امارات را در موقعیتی منحصر به فرد جهت ایفای نقشی حساس اما نامشخص در رقابت بین ایران و آمریکا در منطقه قرار داده است. دبی بعد از ابوظبی دومین امیرنشین بزرگ امارات است و محل تجمع یکی از پر تعدادترین جوامع ایرانی تبارساکن خارج  می باشد. در حالیکه تحریم‌های اعمال شده بر علیه ایران و قوانین سختگیرانه تجاری داخلی کشور سبب شده تا سرمایه‌گذاران از معامله مستقیم با ایران اکراه داشته باشند، امیر نشین دبی که دارای قوانین نسبتا سهل گیرانه تری در مقایسه با ایران است جایگزین جذابی برای تجارت قانونی و غیر قانونی با ایران محسوب می شود، در نتیجه بخش قابل توجهی از صادرات و واردات کالا به ایران از طریق دبی انجام می‌گیرد. علیرغم کاهش روابط تجاری ایران و امارات طی ماه‌های اخیر که در نتیجه فشار آمریکا و تحریم‌های بین‌المللی رخ داده است، امارات همچنان یکی از منابع اصلی واردات کالا به ایران محسوب می‌شود.
علیرغم نقش امارات در کمک به ایران برای دور زدن تحریم‌ها، دولت فدرال امارات در ابوظبی از آنچه نیات تسلط جویانه ایران و برنامه هسته‌ای ایران می‌نامد اظهار نگرانی کرده است. در نتیجه دولت فدرال در ابوظبی طی سال‌های اخیر اتحاد استراتژیک و نیرومندی را با آمریکا برقرار ساخته و از امیرنشین دبی نیز مصرانه می‌خواهد تا روابط خود با ایران را محدود نماید.
با نزدیک شدن ایران به کسب توانائی جهت تولید سلاح هسته‌ای و شدت گرفتن رقابت آمریکا و ایران برای کسب قدرت در منطقه، امارات متحده عربی با چالش فزاینده‌ای برای حل و فصل تضادهای بین امیرنشین‌های خود روبرو است.
با توجه به عدم حضور دیپلمات‌های آمریکائی در ایران، امارات متحده عربی بطور فزاینده‌ای نقش شریک قابل اعتماد آمریکا در منطقه را می‌پذیرد، اما هراس از عکس‌العمل تهران و ملاحظات اقتصادی مانع از آن است که این کشور بطور علنی موضع شدیدتری بر علیه ایران اتخاذ کند. به این ترتیب امارات تلاش دارد با ظرافت و ضمن برآورده ساختن توقعات متحد و حامی خود یعنی آمریکا روابط خود با ایران را نیز در حد معینی حفظ کند. مطالعه دقیق‌تر روابط فیمابین ایران – امارات و آمریکا اطلاعات مهمی در رابطه با میزان موفقیت و چالش‌های پیش روی آمریکا در مسیر کنترل ایران را بدست خواهد داد.
مقدمه
وقوع حوادث مهم اخیر در خاورمیانه و تأثیر غیر قابل پیش‌بینی این تحولات در آینده منطقه، بر نگرانی‌های قدیمی آمریکا در رابطه با ایران افزوده است. مقامات آمریکائی و همتایان عرب و اسرائیلی آنها اکنون علاوه بر برنامه هسته‌ای ایران نگران برجسته شدن موقعیت این کشور در منطقه و تأثیر آن در شکل دادن به قیام‌های مردمی بر علیه رژیم‌های حاکم بر کشورهای عربی هستند.
آمریکا تا کنون از دو شیوه برای کنترل نفوذ منطقه‌ای ایران و جلوگیری از برنامه هسته‌ای این کشور سود برده است. اولاً اعمال فشار سیاسی و اقتصادی به شکل تحریم‌های گوناگون یکجانبه، چند جانبه، و قطعنامه‌های سازمان ملل، و دوماً ارائه کمک‌های قابل توجه نظامی به همسایگان عرب ایران. در فلسطین، لبنان، عراق و خلیج فارس، تهران و واشنگتن بطور مستقیم و یا از طریق متحدین خود بر سر کسب نفوذ و قدرت رو در روی یکدیگر قرار گرفته‌اند. دیر زمانی است که در کشور کوچک امارات متحده مبارزه‌ای آرام اما با پتانسیل بالای تأثیرگذاری در تحولات آینده منطقه در حوزه‌های تجارت، دیپلماسی و اطلاعاتی بین آمریکا و ایران در جریان است.
کشور امارات در آنسوی تنگه هرمز و در فاصله 35 مایلی (56 کیلومتری) ساحل ایران قرار دارد. روابط تجاری گسترده امارات با ایران و تأثیر حضور شمار قابل توجه ایرانی تباران از یکسو و روابط راهبردی با واشنگتن از سوی دیگر امارات را در موقعیتی منحصر به فرد جهت ایفای نقشی حساس اما نامشخص در رقابت بین ایران و آمریکا در منطقه قرار داده است.
در نگاه اول این رابطه سه جانبه، به شکل یک مثلث با اضلاع نا متقارن نماد پیدا می‌کند. یک قدرت فرامنطقه‌ای (آمریکا) با همکاری یک کشور تأثیرگذار منطقه (امارات) تلاش در بی‌اثر کردن نفوذ یک قدرت منطقه‌ای (ایران) را دارند. این یک رقابت بطور همزمان ژئوپلتیک، فرهنگی، و ایدئولوژیک است.
بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که امارات متحده عربی درگیر یک کشمکش داخلی بین ابوظبی که بزرگترین امیرنشین امارات و دارای قدرت سیاسی مرکزی در این کشور و متمایل به آمریکا است از یکسو و امیرنشین دبی که خواهان برقراری و ترویج معاملات تجاری با ایران است از سوی دیگر در جریان است. ایران نیز خود متأثر از پیامدهای عملی سازی اهداف ایدئولوژیک نظام از یکسو، و تمایل ‌بخش تجارت این کشور به داد و ستد و برقراری روابط تجاری با خارج از مرزهای این کشور از سوی دیگر می‌باشد.
دبی بعد از ابوظبی دومین امیرنشین بزرگ امارات است و محل تجمع یکی از پر تعدادترین جوامع ایرانی تبارساکن خارج می باشد. در حالیکه تحریم‌های اعمال شده بر علیه ایران و قوانین سختگیرانه تجاری داخلی کشور سبب شده تا سرمایه‌گذاران از معامله مستقیم با این کشور اکراه داشته باشند.
در عین حال که منضبط هستند دارای قوانین تجاری سهل‌گیرانه‌تری می‌باشند و از این رو جایگزین جذابی برای تجارت قانونی و غیرقانونی با ایران محسوب می‌شوند، در نتیجه بخش قابل توجهی از صادرات و واردات کالا به ایران از طریق دبی انجام می‌گیرد. علیرغم کاهش روابط تجاری ایران و امارات طی ماه‌های اخیر که در نتیجه فشار آمریکا و تحریم‌های بین‌المللی رخ داده است، امارات همچنان یکی از منابع اصلی واردات کالا به ایران محسوب می‌شود.
علیرغم نقش امارات در کمک به ایران برای دور زدن تحریم‌ها، دولت فدرال امارات در ابوظبی از آنچه نیات تسلط جویانه ایران و برنامه هسته‌ای ایران می‌نامد اظهار نگرانی کرده است. در نتیجه دولت فدرال در ابوظبی طی سال‌های اخیر اتحاد استراتژیک و نیرومندی را با آمریکا برقرار ساخته و از امیرنشین دبی نیز مصرانه می‌خواهد تا روابط خود با ایران را محدود نماید.
با توجه به روابط متشنج با ایران، امارات می‌تواند محل ایده‌آل آمریکا برای آزمودن سیاست‌های این کشور در قبال ایران باشد. امارات اکنون به هدف اصلی به اجرا درآوردن تحریم‌های بین‌المللی برعلیه ایران تبدیل شده است. مقامات آمریکائی، وقت و منابع قابل ملاحظه مالی را به کنترل تجارت غیرقانونی بین ایران و دبی اختصاص داده‌اند.
بعلاوه با توجه به عدم حضور دیپلمات‌های آمریکائی در ایران، واشنگتن از امارات بعنوان پست دیده‌بانی برای پایش و تجزیه و تحلیل وقایع سیاسی داخله ایران سود می‌برد.
با نزدیک شدن ایران به کسب توانائی جهت تولید سلاح هسته‌ای و شدت گرفتن رقابت آمریکا و ایران برای کسب قدرت در منطقه، امارات متحده عربی با چالش فزاینده‌ای برای حل و فصل تضادهای بین امیرنشین‌های خود روبرو است. با وجود اینکه فشار آمریکا و تحریم‌های بین‌المللی، تجارت با ایران را با مشکل مواجه کرده است اما تجارت غیرقانونی با ایران در حد گسترده ادامه دارد و تجار محلی بخصوص در امیرنشین دبی از تأثیر منفی تحریم‌ها در موقعیت بحران اقتصادی فعلی زبان به شکایت گشوده‌اند.
امارات متحده عربی بطور فزاینده‌ای نقش شریک قابل اعتماد آمریکا در منطقه را می‌پذیرد، اما هراس از عکس‌العمل تهران و ملاحظات اقتصادی مانع از آن است که این کشور بطور علنی موضع شدیدتری بر علیه ایران اتخاذ کند. به این ترتیب امارات تلاش دارد با ظرافت و ضمن برآورده ساختن توقعات متحد و حامی خود یعنی آمریکا روابط خود با ایران را نیز در حد معینی حفظ کند. مطالعه دقیق‌تر روابط فیمابین ایران – امارات و آمریکا اطلاعات مهمی در رابطه با میزان موفقیت و چالش‌های پیش روی آمریکا در مسیر کنترل ایران را بدست خواهد داد.
ارزیابی پیشینه روابط بین ایران و امارات
امارات متحده عربی در سال 1971 تأسیس شد که متشکل از 7 شیخ نشین است که عبارتند از ابوظبی، عجمان، دبی، فجیره، شارجه، رأس الخیمه و ام القوین. این شیخ نشین‌ها بعد از کسب استقلال از بریتانیا با هم متحد شده و تشکیل یک کشور واحد را دادند. اما علیرغم استقلال از بریتانیا همواره خود را در معرض نفوذ همسایه شمالی خود یعنی ایران می‌بینند. روابط ایران با شیخ نشین‌های امارات سابقه هزار ساله دارد. از قرن‌ها قبل تا کنون بسیاری از مقامات و شهروندان عادی ایرانی شیخ نشین‌ها و سرزمینشان را در حیطه نفوذ خود پنداشته‌اند و آنرا ادامه‌ای از سرزمین ایران به حساب می‌آورند.
به دلیل اینکه کشور امارات توسط بازرگانان، معماران و صنعتگران ایرانی تبار ساخته شده است ایرانی‌ها امارات را در قلمرو نفوذ خود و بنحوی جزئی از ایران به حساب می‌آورند. بیش از 10 درصد اماراتی‌ها ایرانی تبار هستند که بالغ به 450000 نفر می‌شوند که بعد از آمریکا دومین جامعه ایرانی تبارهای خارج از ایران را تشکیل می‌دهند. علاوه بر ایرانیان مقیم و امارات بسیاری از ساکنان امیرنشین دبی بطور مستمر بین ایران و دبی در رفت و آمدند، اکنون بیش از 200 پرواز در هفته از امارات به مقصد شهرهای مختلف ایران در حال تردد هستند.
به دلیل ارتباطات فرهنگی و نزدیکی جغرافیائی، ایران و امارات رابطه‌ای نزدیک و در سطوح مختلف تجاری برقرار نموده‌اند. با وجود اینکه آمریکا موفق شده که طی سال‌های اخیر با اعمال فشارهای مختلف از میزان روابط فیمابین ایران و امارات بکاهد، امارات همچنان یکی از بزرگترین شرکای تجاری ایران و از منابع اصلی واردات به ایران محسوب می‌شود که حجم سالیانه معاملات اقتصادی (اکثراً بشکل غیر قانونی) بین دو کشور بیش از 10 میلیارد دلار می‌باشد. در واقع بندر کوچک اماراتی دبی در رابطه با واردات  بسیاری از کالا های مورد نیاز ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
ایرانیان مقیم امارات
اماراتی‌ها بین خود لطیفه‌ای تعریف می‌کنند که روایت آن به این ترتیب است «حاکم امارات از ساکنان این کشور درخواست کرد تا بعلت خشکسالی، از خدا بخواهند در کشور عزیزشان باران ببارد. روز بعد در پاکستان سیل راه افتاد. دفعه بعد حاکم امارات از شهروندان قانونی اماراتی درخواست کرد که از خدا بخواهند که در کشور عزیزشان باران ببارد. این بار در ایران باران بارید»، این لطیفه ریشه‌های عمیق ارتباط مردم امارات با ایران را نشان می‌دهد که طی 150 سال اخیر بخصوص بعد از انقلاب سال 1979 ایران بنحو چشم‌گیری رشد کرده است. در طول تاریخ، دبی همیشه جزء فراموش شده‌ای از کل ایران بوده است. در اوایل قرن بیستم، بسیاری از بازرگانان ایرانی که از تجمع قدرت سیاسی در تهران ناخرسند بودند به دبی مهاجرت کردند. این بازرگانان به سرعت با وفق دادن خود به محیط پیرامون بخش اصلی طبقه بازرگانان و صنعتگران دبی را تشکیل دادند. در واقع بسیاری از خانواده‌های آن نسل مانند خانواده‌های Gargash، Gergawi و Shirawi امروز از ثروتمندترین و با نفوذترین خانواده‌های ساکن امارات هستند.
از بدو ورود بازرگانان ایرانی، دبی تبدیل به میزبان ایرانیانی شد که از نظر سیاسی و یا اقتصادی از زندگی در ایران ناراضی بودند. اهرم‌های موفقیت اقتصادی دبی مستقیماً با عدم توفیق ایران در حفظ اهرم‌ها در ایران مرتبط است. طی دهه‌های 1960 و 1970 طیف دیگری از مهاجرین ایرانی به سواحل دبی و ابوظبی وارد شدند. این مهاجرین خواهان یافتن فرصت‌های شغلی در شهرهای در حال توسعه امارات بودند اما در نهایت به مغازه‌داران، معامله‌گران جزء و امثال آن تبدیل شدند. در سال 1971 به این گروه از مهاجران پاسپورت‌های اماراتی داده شد اما به دلیل اینکه دولت وقت ایران از اعطاء ملیت دوگانه به این افراد خودداری کرد بسیاری از آنها با امتناع از پذیرش تابعیت امارات تابعیت ایرانی خود را حفظ کردند.
در سال 1979 و پس از آغاز انقلاب در ایران، با تثبیت دبی بعنوان مرکز معاملات تجاری در منطقه و شهرت یافتن این امیرنشین بعنوان محیطی باثبات و امن برای معاملات بازرگانی موج دیگری از مهاجرت ایرانیان به امارات به وقوع پیوست، هجوم صدام حسین به ایران مهاجرت ایرانیان به امارات را شدت بخشید. در بسیاری از شهرهای جنوبی ایران خانواده‌ها به خویشاوندان خود در امارات پناه بردند. بسیاری از ایرانیان نیز که آشنایانی در امارات نداشتند. از صدمات ناشی از جنگ به محیط امن و باثبات امارات پناه آوردند. از جمله مهاجران این برهه ساکنان شهر خرمشهر بودند که بیشترین صدمات را از حملات صدام دیده بودند.
در طول سال‌های جنگ عراق بر علیه ایران، امارات سیاستی دوگانه را در پیش گرفت. در حالیکه کشور امارات بطور رسمی بی‌طرفی اختیار کرده بود، ابوظبی که غالباً از سیاست خارجی عربستان خط می‌گرفت از صدام حمایت کرد اما دبی که به روابط تجاری با ایران ادامه داده از معارضه با ایران بیمناک بود. ابوظبی و سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با همراهی سایر کشورهای عربی تأمین مالی جنگ صدام بر علیه ایران را عهده‌دار شدند. در همین زمان دبی بعنوان نقطه اصلی ترانزیت کالا به ایران ایفای نقش کرد. در سال 1988 بسیاری از رهبران در کشورهای حاشیه خلیج فارس از خاتمه جنگ اظهار خوشحالی کردند و روابط تجاری بین ایران و امارات بهبود کلی یافت. در سال 2003 شیخ محمد حاکم وقت دبی تصمیم گرفت مجوز فروش ملک به خارجیان را صادر نماید. بازارگانان ایرانی بلافاصله با استفاده از موقعیت اقدام به خرید زمین، اماکن تجاری و املاک در سطح گسترده نمودند. بعلاوه مشکلات اقتصادی موجود در ایران تعداد زیادی از مهاجران یقه سفید را عمدتاً از تهران رهسپار دبی نمود. این عده بیشترین گروه ایرانیان به غیر از ساکنان جنوب این کشور به دبی محسوب می‌شود بیشتر این مهاجران اوقات خود را بین اقامت در دبی و سکونت در ایران تقسیم کرده‌اند.
روابط اقتصادی ایران و امارات متحده عربی
طی ده سال گذشته با افزایش دشواری‌های  مربوط به تحریم‌ها و افزایش موانع برقراری ارتباط تجاری مستقیم با ایران، امارات بصورت مهمترین نقطه اتصال ایران با اقتصاد جهانی درآمده است. روابط تجاری ایران/ امارات فواید عمده‌ای را برای هر دو کشور به همراه دارد. ایران به اقلام وارداتی مورد نیاز خود دسترسی پیدا می‌کند و امارات نیز از ترانزیت میلیاردها دلار کالا از بنادرش سود می‌برد. طی ده سال گذشته روابط ایران با امارات بطور مداوم در حال بهبود بوده‌اند و در سال 2007 بیش از 12 میلیارد دلار برآورد می‌شده است. امارات در این مدت به شرکای تجاری سنتی ایران یعنی آلمان و ایتالیا پیشی گرفته است. کشورهائی مانند چین که روابط مربوط به انرژی و روابط تجاری آن با ایران بیش از 15 میلیارد دلار برآورد شده برقرار روابط تجاری دوجانبه خود با ایران را از طریق امارات آغاز کرده‌اند.
در واقع، اکثریت قریب به اتفاق معاملات تجاری امارات با ایران صادرات مجدد کالاهای دریافت شده از کشور ثالث به مقصد نهائی ایران می‌باشد. محدوده این کالاها از مواد غذایی روزمره تا تجهیزات صنعتی می‌باشد. صادرات مجدد کالاها طی ده سال گذشته افزایش یافته و در سال 2010 بیش از 5/8 میلیارد دلار بوده است که آمار غیر رسمی رقم به مراتب بالاتری را نشان می‌دهد.
ایران دومین بازار صادرات مجدد امارات است که 17 درصد کل حجم صادرات مجدد امارات را بخود اختصاص داده است.
در سال 2010 امارات بیش از 9 میلیارد دلار کالا به ایران صادر و یا صادرات مجدد کرد و تنها 2/1 میلیارد دلار کالا از ایران وارد نمود کسری تراز تجاری ایران با امارات رقمی نجومی می‌باشد.

جدول 1 –  شرکای اصلی صادرات مجدد از طریق امارات در سال 2010 (میلیارد دلار)

کشور
ارزش صادرات مجدد
درصد کل صادرات مجدد
هند
52/14224
11/28%
ایران
57/8581
96/16%
عراق
94/4131
17/8%
افغانستان
82/2119
19/4%
بحرین
29/1604
17/3%
جمع کل
12/50599
100%

Source: Ministry of Foreign Trades, United Arab Emirates

نمودار 1 – ارزش صادرات مجدد به امارات برحسب میلیارد دلار

 
Source: Ministry of foreign trade, United Arab Emirates

دبی بطور خاص، بعنوان یک مرکز صادرات مجدد برای ایران دارای جاذبه است. این شیخ نشین در سال 2009 در حدود 8/5 میلیارد دلار کالا را به مقصد ایران صادرات مجدد نمود. بر اساس برآورد مقامات آمریکایی چندین هزار شهروند ایرانی از طریق همکاری با این صادرات مجدد امرار معاش می‌کنند. در این میان سود قابل توجهی نیز نصیب امارات می‌شود. علاوه بر سود بردن از صادرات مجدد، دبی ایستگاه اول در صادرات غیر نفتی ایران نیز محسوب می‌شود. بنگاه‌های تجاری ایرانی بجای ارسال کالاهای خود به اروپا و یا آسیا کالاهای خود را به دبی می‌فرستند تا از طریق کشتی‌های بزرگ تجاری به بازارهای مختلف جهان ارسال شود. به يُمن استفاده از همین تبادلات تجاری است که دبی بعد از هنگ کنگ و سنگاپور در مقام سوم صادرات مجدد در جهان قرار دارد. در مقایسه شیخ نشین‌های همسایه، دبی در جذب شرکت‌های با نفوذ بین‌المللی موفق‌تر عمل کرده است. اما بنگاه‌های تجاری کوچک ایرانی بطور فزاینده‌ای جذب مناطق آزاد تجاری در شیخ نشین‌های شارجه، عجمان، و رأس الخیمه می‌شوند، زیرا هزینه‌ها تجاری در مقایسه با دبی ارزان‌‌تر است. در سال 2009 ایران دومین شریک تجارت صادرات شارجه محسوب می‌شد که ارزش صادرات مجدد به ایران از طریق این شیخ نشین به 780 میلیون دلار بالغ گردید. هفته تجارت و جهانگردی ایران بطور سالیانه در شارجه برگزار می‌شود که محل مناسبی برای تجار و بنگاه‌های تجاری مایل به سرمایه‌گذاری در ایران محسوب می‌شود.
با رونق گرفتن تجارت بین امارات و ایران چندین سازمان با هدف ترویج منافع تجار ایرانی در امارات تشکیل شد. شورای تجاری ایرانیان در دبی IBC  در سال 1982 تأسیس شد تا هزاران بنگاه تجاری ایرانی را که در امارات بشکل قانونی فعالیت داشتند را مورد حمایت قرار دهد. شورای تجاری ایرانیان در سال 1995 تأسیس شد تا روابط تجاری ایران و امارات را تقویت نماید و کمیته‌های مشترک تجاری ایران/ امارات در سال 1991 به منظور تصویب موافقت‌نامه‌های تجاری تأسیس شد.
منابع ایجاد بحران و بی‌اعتمادی
با اینکه روابط نزدیک فرهنگی و تجاری ایران و امارات را به هم وابسته نموده است اما تأثیری در کاهش سوء ظن امارات نسبت به همسایه قدرتمند شمالی خود (ایران) نداشته است. مقامات اماراتی در محافل خصوصی و حتی علناً اعلام کرده‌اند که ایران مهمترین تهدید برای امنیت ملی امارات محسوب می‌شود.
بر خلاف آمریکا، نگرانی کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس از حکومت فعلی ایران نیست. آنها نگران مطالبات تاریخی ملت ایران بطور عام هستند.
در گذشته نه چندان دور، ابوظبی و دبی در مورد روابط با تهران مواضع متفاوتی داشتند. ابوظبی از برنامه هسته‌ای و اهداف توسعه طلبانه ایران در خلیج فارس و همچنین از افزایش رو به رشد تعداد ایرانیان در امارات نگران بود. بر اساس مدارک بدست آمده از وزارت امور خارجه آمریکا مقامات ابوظبی آمریکا را تحت فشار قرار می‌دادند تا ایران را تحت فشار بیشتری قرار بدهد، در حالیکه مقامات دبی خواهان گفتمان و رسیدن به توافق با ایران بودند.
بعد از بحران جهانی اقتصاد در سال 2008 که منجر به بحران مالی و اقتصادی در دبی شد اوضاع تغییر کرد. دبی با 10 میلیارد دلار کمک مالی ابوظبی بحران پیش آمده را پشت سر گذاشت، اما ابوظبی از نظر مالی و سیاسی در دبی به نفوذ و قدرتی دست یافت که قبلا از آن بهره‌مند نبود.
بگفته یک مقام وزارت امور خارجه آمریکا اکنون ولیعهد ابوظبی آقای محمد بن زیاد اکنون اداره واقعی امور را در دبی بدست گرفته است. در نتیجه اکنون امارات در رابطه با ایران نظر واحدی پیدا کرده و آن نظر حاکمان ابوظبی (مخالفان ایران) است.
مسئله جزایر مورد مناقشه
سوء ظن امارات در رابطه با ایران به قبل از برقراری نظام جمهوری اسلامی و حتی به قبل از تشکیل کشور امارات بر می‌گردد. یکی از منابع اصلی تشنج در روابط بین دو کشور مسئله مالکیت جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی می‌باشد. این جزایر به دلیل نزدیکی آنها به خطوط دریائی مسیر عبور کشتی‌های نفتکش برای هر دو کشور مهم هستند. تهران معتقد است که این جزایر از دیرباز متعلق به ایران بوده‌اند اما در قرن نوزدهم توسط بریتانیا اشغال شده بودند. امارات می‌گوید که این جزایر از قرن چهاردهم به بعد توسط حاکمان عرب بخصوص سلسله Pawasim که اعقاب آنها بر شارجه و رأس الخیمه تسلط دارند اداره می‌شده است. در دهه 1920 ایران ادعای مالکیت این جزایر را نمود اما انگلیسی‌ها با آن مخالفت کردند و حاکم شارجه کنترل بر این جزایر را اعمال نمود.
بعد از اینکه انگلیسی‌ها در سال 1971 خلیج فارس را ترک  کردند، تهران به سرعت این جزایر را تحت مالکیت خود درآورد. شاه سابق ایران مدعی بود که در ازاء موافقت برای استقلال بحرین که ایران مدعی مالکیت آن بود و دولت بریتانیا قبول کرده که در برابر اشغال سه جزیره از سوی ایران عکس‌العمل نشان ندهد.
در نوامبر 1971 ایران و شارجه یک توافقنامه (Memorandum of Understanding) امضاء کردند که به هر دو طرف اجازه کنترل مشترک ابوموسی و تقسیم وجوه ناشی از فروش نفت در این جزیره را می‌داد. اما هیچکدام از دو کشور از ادعای خود بر حاکمیت کامل صرفنظر ننمود. حاکم رأس الخیمه از امضای موافقتنامه مشابه با ایران امتناع کرد و ایران در 30 نوامبر 1971 این دو جزیره را با استفاده از نیروی نظامی اشغال نمود. در سال 1992 امارات ایران را متهم به نقض توافقنامه 1971 متهم کرد و ادعا نمود که ایران بطور غیر قانونی بر حضور خود در ابوموسی افزوده است. در سال 2008 ایران با احداث پست‌های دریائی در ابوموسی سبب اعتراض مجدد امارات شد. امارات مدعی است که ایران تمام مبادی دسترسی به جزیره را اشغال کرده و شهروندان ایرانی را تشویق به سکونت در این جزیره می‌نماید. شارجه هنوز هم تحت موافقتنامه 1971 از درآمد نفت بدست آمده در جزیره ابوموسی سهم می‌برد اما خواهان دستیابی به مخازن نفت تحت الارضی این جزیره می‌باشد.
جزایر سه گانه خلیج فارس منبع ایجاد تشنج در روابط ایران/ امارات می‌باشد اما تا کنون منجر به درگیری نظامی نشده است. امارات و همچنین شورای همکاری خلیج فارس خواهان حل این مشکل در دادگاه عدالت بین‌المللی و یا حکمیت و داوری بین‌المللی هستند اما ایران این تقاضاها را رد کرده است.
ناآرامی‌های قومی
علاوه بر فعالیت‌های هسته‌ای و دعاوی مالکیت ارزی، مقامات فدرال در امارات نگران تلاش ایران در جهت ایجاد ناآرامی‌های قومی به شکل تحریک اقلیت شیعه می‌باشد. 85% از مردم امارات سنی بوده و خانواده حاکمان شیخ نشین‌های امارات نیز سنی مذهب بوده و نگران مهاجرت مسلمانان شیعه مذهب از لبنان، عربستان سعودی و بویژه ایران هستند و از این رو مقامات اماراتی به دشواری مجوز اقامت برای ایرانیان صادر می‌کنند. در گذشته هرکس که در دبی زمین و ملک خریداری می‌کرد، می‌توانست اجازه اقامت دریافت دارد اما قوانین جدید ساکنان غیر شهروند اماراتی را ملزم می‌کند که هر شش ماه یکبار به مقامات اماراتی گزارش دهند. بسیاری از ایرانیانی که سال‌ها قبل در امارات زمین و ملک را به امید کسب اجازه اقامت خریداری کرده‌اند معتقدند مورد سوء استفاده قرار گرفته‌اند. مقامات اماراتی سخت‌گیری دولت مرکزی در ابوظبی را مورد انتقاد قرار می‌دهند و معتقدند سخت‌گیری بر علیه ایرانیان برای روابط تجاری خوب نیست.

قیام‌های عربی در سال 2011
جدیدترین علت تشنج در روابط ایران و امارات ادعای امارات مبنی بر حمایت تهران از معارضین شیعه برخواسته بر علیه حکومت پادشاهی بحرین می‌باشد. شیعیان بحرین که اکثریت ساکنان این کشور را تشکیل می‌دهند تظاهرات گسترده‌ای بر علیه خانواده آل خلیفه که حاکمان این کشور هستند را آغاز کرده و خواهان آزادی سیاسی و توقف اعمال تبعیض بر علیه شیعیان هستند. کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از جمله امارات با ارسال نیروی نظامی در سرکوب تظاهرات شرکت کردند. مقامات ایرانی و رسانه‌های این کشور به شدت از این اقدام شورای همکاری انتقاد کردند. کشورهای حاشیه خلیج فارس به نوبه خود از ایران بخاطر دخالت در امور آنها انتقاد کردند. آنها ادعا می‌کنند که ایرانی‌ها به تظاهر کنندگان بحرینی کمک می‌کنند. ایران و تظاهر کنندگان بحرینی این ادعا را رد می‌نمایند.
تهاجم فرهنگی
ایرانی‌ها در رابطه با کمک امارات در رابطه با تهاجم فرهنگی بر علیه کشورشان شاکی هستند شبکه تلویزیونی فارسی زبان Farsi1 نمونه‌ای از این مقوله است. Farsi1 توسط شراکت شرکت خبری Rupert Murdoch (سرمایه‌گذار مشهور یهودی تبار) و Moby Group که متعلق به خانواده رسانه‌ای محسنی ثروتمند معروف افغانی اداره می‌شود. Farsi1 برنامه‌های سیاسی، سریال‌های تلویزیونی غربی، و اخبار را به زبان فارسی پخش می‌کند. مقامات ایرانی Farsi1 را بخشی از تهاجم فرهنگی بر علیه کشورشان ارزیابی می‌کنند.
ایران- امارات – آمریکا:
در مرکز رابطه پیچیده بین آمریکا، امارات و ایران این حقیقت وجود دارد که مقامات ایرانی به آمریکائی‌ها اعتماد ندارند و خواهان خروج آنها از خلیج فارس هستند، اما حاکمان کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهان حضور آمریکائی‌ها در خلیج فارس هستند زیرا از ایرانی‌ها می ترسندو به آنها اعتماد ندارند.
در واقع امارات متحده عربی و ایالات متحده آمریکا دارای رابطه‌ای چند بعدی بر اساس یک اصل ساده هستند. امارات متحده عربی کشوری کوچک و ثروتمند است که در منطقه‌ای بی‌ثبات واقع شده است. از یکسو طی گذشت سالیان، آمریکا بعنوان متحد و حامی ثابت قدم امارات مطرح بوده است و از سوی دیگر برای آمریکائی‌ها امارات از یک کشور نه چندان مهم به تدریج تبدیل به شریکی مهم برای حفظ ثبات در منطقه خلیج فارس و کنترل جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است.
اهمیت دوستی آمریکا از ابعاد مختلف قابل بررسی است. امارات برای خرید سلاح‌های پیشرفته و حفاظت در مقابل قدرتهای محلی مانند ایران به آمریکا وابسته است. آمریکا نیز به امارات نیاز دارد و تا پایگاه‌های نظامی خود را مستقر کند و اطلاعات جاسوسی در مورد ایران کسب نماید. عدم حضور دیپلماتیک آمریکا در تهران به این معنا است که کنسولگری آمریکا در دبی بعنوان مهمترین منبع ارزیابی و تحلیل اخبار و مسائل مربوط به ایران تبدیل شده است.
همزمان با رشد اتحاد آمریکا و امارات روابط فی مابین در زمینه های اقتصادی، همکاری‌های اطلاعاتی، آموزشی، روابط مربوط به انرژی و امثال آن گسترش یافته است. با شدت گرفتن تحریم‌ها بر علیه ایران همکاری امارات در این زمینه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار شده است. گرچه روابط آمریکا و امارات خالی از نقاط ضعف و تشنج‌های گاه به گاه نیست که اکثراً مربوط به چشم‌پوشی امارات از تجارت غیر قانونی و همکاری‌های بانکی با ایران است، این اختلاف نظرها به همکاری راهبردی دو طرف صدمه‌ای نزده است.
پیشینه شراکت راهبردی امارات و آمریکا:
زمانیکه امارات متحده عربی در سال 1971 استقلال خود از بریتانیا را اعلام نمود، آمریکا سومین کشوری بود که مملکت تازه استقلال یافته را به رسمیت شناخت. با اینحال کشور کوچک امارات در آن هنگام در استراتژی خاورمیانه‌ای آمریکا از نقش قابل توجهی برخوردار نبود. در آن زمان استراتژی آمریکا بر اتحاد آمریکا بر عربستان و ایران متکی بود. امارات متحده تازه تأسیس از حمایت آمریکا از شاه نگران بود و از حضور نیروهای بیگانه در خلیج فارس حمایت نمی‌کرد.
انقلاب ایران در سال 1979 این معادلات را بر هم زد. آمریکا اکنون نیاز به متحدین جدید در منطقه داشت و امارات از وضعیت امنیتی جدید نگران بود. در سال 1981 امارات متحده عربی و سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس شورای همکاری خلیج فارس  GCC را تشکیل دادند که سیاست‌هایش هماهنگ با ایالات متحده بود و در جنگ عراق بر علیه ایران از عراق حمایت می‌کرد. با اینهمه نقطه عطف روابط امارات و آمریکا در سال 1990 روی داد. امارات پرخاشگری فزاینده حکومت صدام با همسایگان عربش را با نگرانی دنبال می‌کرد. زمانیکه عراق به کویت حمله کرد، امارات در زمره اولین کشورهای عربی بود که خواهان دخالت نظامی بین‌المللی شد. امارات در این زمان تصمیم گرفت که از عملیات طوفان صحرا بر علیه صدام حمایت مالی کرده و برای نیروهای اتحاد آمریکا و متحدانش اجازه افتتاح پایگاه نظامی صادر کرد. امارات در کل بیش از 6 میلیارد دلار به جنگ بر علیه صدام کمک مالی نمود.
بعد از خاتمه جنگ دوم خلیج فارس، ایالات متحده آمریکا و امارات متحده عربی قرارداد نظامی منعقد کردند که طی آن واشنگتن اجازه یافت به پایگاه‌های خود در امارات و همچنین به بنادر این کشور دسترسی داشته و ابزار نظامی خود را در خاک امارات مستقر سازد. طی دهه 1990 نگرانی اصلی امارات از جانب عراق بود اما اکنون بخصوص بعد از مطرح شدن برنامه هسته‌ای، این نقش ایران است که بطور فزاینده‌ای در روابط امنیتی بین امارات و آمریکا برجسته می‌شود.
تهدیدات ایران و کمک آمریکا:
نگرانی مشترک از برنامه هسته‌ای تهران به شدت گرفتن همکاری استراتژیک آمریکا و امارات منجر شده است، اما نظرات دو کشور در مورد چگونگی برخورد با ایران متفاوت است. امارات متحده بخصوص ابوظبی، ایران هسته‌ای را خطری بزرگ به حساب می‌آورد و خواهان اقدام نظامی آمریکا بر علیه ایران است. ایالات متحده به نوبه خود خواهان شرکت فعال امارات در اعمال تحریم‌های بین‌المللی بر علیه ایران است. اسناد فاش شده وزارت امور خارجه آمریکا نشان می‌دهد که محمدبن زیاد ولیعهد ابوظبی به آمریکا گفته که تحریم‌ها هرگز ایران را از دستیابی به سلاح اتمی منصرف نخواهد کرد.
نگرانی امارات در مورد ایران بطور مشخص در افزایش قابل توجه واردات اسلحه متجلی شده است. آمریکا تبدیل به بزرگترین فروشنده سلاح به امارات متحده عربی شده است. در طول زمان سلاح‌های آمریکائی فروخته شده به امارات هم از نظر مقدار و هم از نظر پیچیدگی بشدت افزایش یافته‌اند (نمودار 2). طبق گزارش وزارت دفاع آمریکا به کنگره امارات در سال 2009 بیش از 3 میلیارد دلار و در سال 2010 بیش از 5 میلیارد دلار ابزار و آلات نظامی از آمریکا خریداری کرده است. امارات سرمایه‌گذاری عمده‌ای را در فن‌آوری‌های موشکی و رادار متقبل شده است و در سال 2008 اولین کشور خارجی بود که اجازه خرید سیستم پیشرفته دفاع پیشرفته هوائی آمریکا موسوم به Terminal High Altitude Air Defense System را دریافت نمود. از این رو بود که ژنرال پتروآس وزیر دفاع وقت آمریکا اعلام نمود که «نیروی هوائی امارات به تنهائی قادر است تمامی نیروی هوائی ایران را شکست دهد.»
با اینحال مقامات امارات متحده عربی مکرراً درخواست خرید بیشتر فن‌آوری نظامی از آمریکا را دارد. در سال 2007 ولیعهد ابوظبی شاهزاده محمد بن زیاد به ژنرال آمریکائی John Abizaid گفت که "ایران به سلاح‌های پیشرفته جدید دست یافته است و در نتیجه ما خواهان خرید Predator B هستیم." آمریکائی‌ها تنها فروشندگان اسلحه به امارات نیستند سایر فروشندگان اسلحه بخصوص فرانسه مقادیر قابل توجهی اسلجه به امارات فروخته‌اند.

نمودار 2 – سلاح‌های فروخته شده به امارات متحده عربی توسط منابع مختلف


 
Source: Stockholm International Peace Research Institute.

ایالات متحده آمریکا با تقاضاهای امارات برای خرید اسلحه موافق است و شرکت‌های اسلحه‌سازی این کشور از این راه به سود قابل ملاحظه‌ای رسیده‌اند. یک مقام اسبق آمریکائی که بعنوان مشاور با دولت امارات همکاری می‌کند گفته خریدهای اسلحه آمریکا بخشی از "بسته تشویق اقتصادی دولت آمریکا برای نجات اقتصاد این کشور" محسوب می‌شود. با اینحال دولت آمریکا از موقعیت خود برای تحت فشار قرار دادن مقامات اماراتی برای اعمال سخت‌گیرانه‌تر تحریم‌ها بر علیه ایران استفاده کرده است. اما انجام خواسته آمریکا به معنای زیان عمده اقتصادی به شکل معاملات تجاری از دست رفته و همچنین بدتر شدن روابط دیپلماتیک با ایران بدون هیچگونه تضمین در مورد بهتر شدن وضعیت امنیتی امارات خواهد بود.
از این رو علیرغم اینکه امارات مصراً از آمریکا تقاضای حمایت در مقابل ایران را می‌نماید اما در مورد اعمال سخت‌گیرانه تحریم‌ها برعلیه ایران تردید از خود نشان می‌دهد زیرا مایل نیست از نقش سودآور خود بعنوان مرکز صادرات مجدد کالاهای ممنوعه به ایران صرفنظر کند. این مسئله و همچنین موقعیت امارات بعنوان تأمین کننده مالی گروه‌های تروریستی منبع اصلی اختلافات بین امارات و آمریکا بحساب می‌آیند.

روابط در حال رشد تجاری:
اتحاد استراتژیک بین امارات و آمریکا توسعه روابط تجاری بین دو کشور را بدنبال داشته است. بر خلاف سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس، امارات در زمره فروشندگان عمده نفت به آمریکا به حساب نمی‌آید، بعلاوه، در نتیجه خریدهای عمده اسلحه، طراز تجاری امارات با آمریکا در حد قابل توجهی منفی می‌باشد (نمودار 3). طی ده سال گذشته، رشد اقتصادی و توسعه ساخت و سازهای ساختمانی منجر به افزایش قابل ملاحظه واردات از آمریکا به کشور امارات شده است. طی سال‌های 2000 تا 2010 بعلت خریدهای عمده نظامی، و مصالح ساختمانی ارزش واردات امارات از آمریکا از 2 میلیارد دلار به 8/12 میلیارد دلار افزایش یافته‌ است. با اینکه روابط تجاری آمریکا و امارات متأثر از فروش اسلحه و همکاری‌های نزدیک امنیتی است، روابط دو کشور در زمینه سرمایه‌گذاری نیز در حال توسعه می‌باشد سرمایه‌گذاری مستقیم آمریکا در امارات از 3/2 میلیارد دلار در سال 2005 به 4/3 میلیارد دلار در سال 2009 افزایش یافته است، همچنین سرمایه‌گذاری خارجی امارات در آمریکا از 906 میلیون دلار در سال 2007 به 6/2 میلیارد دلار در سال 2009 افزایش داشته است.

نمودار 3 – تراز تجاری امارات با آمریکا


 
Source: International Monetary Fund
پایش ایران از طریق امارات متحده عربی:
در مقابل کمک‌ها و حمایت آمریکا از امارات، امارات نیز آمریکا را در یافتن درک صحیح از تحولات ایران یاری می‌کند. برج World Trade Center در جاده شیخ زیاد تجسم طبیعت عجیب رقابت آمریکا و ایران در دبی است. شرکت تجاری پتروشیمی ایران (IPCC)  که وابسته به شرکت ملی نفت ایران است در طبقه چهارم برج فوق‌الذکر قرار دارد. بخش امور ایران کنسولگری آمریکا که وظیفه اصلی‌اش پایش فعالیت شرکت‌هائی مانند (IPCC) است در طبقه دهم همین برج قرار دارد.
یک مقام آمریکائی می‌گوید «ما هر روز در لابی ساختمان از کنار ایرانی‌ها رد می‌شویم اما حرفی بین ما رد و بدل نمی‌شود.»
با توجه به عدم حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران، دبی بهترین محل برای دولت آمریکا جهت پایش و ارزیابی وقایع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در ایران است. با توجه به تعداد پرشمار ایرانیان مقیم دبی و تنوع اقتصادی اجتماعی این گروه و سفرهای پر تعداد ایرانی تبارها به ایران هیچ نقطه‌ای در خارج از مرزهای ایران مناسب‌تر از دبی در منعکس کردن جامعه معاصر ایرانی نمی‌باشد. هر هفته صدها ایرانی به منظور درخواست برای ویزابه کنسولگری دبی مراجعه می‌کنند. به همین دلیل در سال 2006 وزارت امور خارجه آمریکا دفتر منطقه‌ای حضور ایران (IRPO ) را در دبی افتتاح کرد.
توانائی مقامات شاغل در IRPO در تماس با طیف گسترده‌ای از مردم ایران به دلیل افشاگری‌های رسانه‌ها در ایران به شکل قابل توجهی تحت تأثیر افشاگری رسانه‌های ایرانی IRPO را اتاق فکر تغییر رژیم آمریکا که محل کار جاسوسان خطرناک آمریکائی است لقب داده‌اند.
عدم اعتماد در روابط امارات و آمریکا:
علیرغم همکاری همه جانبه امارات در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، و همکاری‌های نظامی، مقامات اماراتی میزان تعهد آمریکا در رابطه با کشور امارات را زیر سئوال می‌برند. مقامات اماراتی نگران حل و فصل اختلافات فی‌مابین ایران و آمریکا و تنها ماندن امارات در مقابل ایران هستند.
یک مقام اماراتی در یکی از اجلاس‌های شورای همکاری خلیج فارس مدعی شد که رحیم مشاعی معاون رئیس جمهور ایران ادعا کرده که ایران و آمریکا در آستانه عادی‌سازی روابط با یکدیگر هستند. به ادعای این مقام اماراتی بعد از عادی‌سازی روابط آمریکائی‌ها با ایران، امنیت منطقه به ایران سپرده خواهد شد و امارات در موقعیت بسیار بدی قرار خواهد گرفت
امارات متحده و تحریم‌های اعمال شده بر علیه ایران:
علیرغم روابط نزدیک فی‌مابین امارات و ایران و نگرانی مشترک آنها از افزایش قدرت این کشور، امارات از دیرباز بعنوان کمک اصلی ایران در دور زدن تحریم‌ها شناخته شده است. با هر دور جدید از تحریم‌ها از اهمیت نقش دبی در تسهیل ارتباط ایران با اقتصاد جهان برجسته‌تر می‌شود. انواع کالا از مواد غذائی گرفته تا اقلام مصرفی ساخت آمریکا و حتی سلاح‌های پیشرفته از طریق بنادر امارات به ایران صادر می‌شوند.
طی دو سال گذشه سه عامل شامل افزایش نفوذ ابوظبی در دبی، تحریم‌های مصوب ژوئن 2010 در سازمان ملل و تحریم‌های یکجانبه آمریکا و اتحادیه اروپا بر علیه ایران سبب تشویق امارات به اجرای عملی تحریم‌ها بر علیه ایران شده است که این مسئله سبب خشم تجار ایرانی شده است. در واقع یکی از چالش‌های اصلی در اعمال تحریم‌ها، تشخیص تجارت قانونی و تجارت قاچاق از یکدیگر است.
دبی،  هنگ کنگ ایران:
دبی از دیرباز حلقه ضعیف در زنجیره تحریم‌ها بر علیه ایران محسوب می‌شده است، نزدیکی این کشور به ایران، محدودیت‌های قانونی اندک، بنادر وسیع و تعداد زیاد ساکنان ایرانی تبار سبب شده مقایسه دبی با ایران و هنگ کنگ با چین قابل قبول بنظر برسد. از دیرباز تجار و شرکت‌های خارجی که از تجارت با ایران با محدودیت مواجه بوده‌اند، واسطه‌های لازم برای تجارت با ایران را به آسانی در دبی ملاقات کرده‌اند. بگفته کاپیتان ایرانی یک کشتی تجاری «ما قادریم هر کالائی را که بخواهید برای شما جابجا کنیم، در واقع اکنون که کشورها بطور مستقیم با ایران ارتباط برقرار نمی‌کنند مشغله ما بیشتر شده همه چیز از طریق دبی حمل می‌شوند.» بنظر می‌رسد که بخش اعظم تجارت بین ایران و دبی بصورت قاچاق باشد، اما حجم بالای صادرات مجدد و نبود قوانین منضبط کننده صادرات تشخیص صادرات قانونی و قاچاق را مشکل می‌کند. از این گذشته کنترل در حدود 80% اقتصاد ایران در دست دولت است که تشخیص بازرگانان مستقل را از بازرگانان مرتبط با دولت ایران مشکل می‌کند
بازرگانان ایرانی می‌گویند تحریم‌های اعمال شده بر علیه ایران بازرگانان عادی را که به تجارت قانونی مشغولند تحت فشار قرار می‌دهد و بازرگانان وابسته به دولت ایران از این تحریم‌ها آسیب نمی‌بینند زیرا بقول یک تاجر محلی "بازرگانان وابسته به دولت ایران با استفاده از کانال‌های در دسترس آنها است تحریم‌ها را دور می‌زنند اما بازرگانان عادی که چنین امکاناتی در اختیار ندارند از تحریم‌ها صدمه می‌بینند". با اینهمه تعیین اینکه چه شرکت‌هائی بعنوان نماینده ایران فعالیت می‌کنند و کدام شرکت‌ها و یا تجار وابسته به دولت ایران هستند یا نیستند بعلاوه شرکت‌هائی که با دولت ایران همکاری می‌کنند با مؤسسات تجاری دیگر نیز معاملاتی دارند که پارتی سوم از وابستگی این شرکت‌ها به ایران و نقض تحریم‌ها بی‌خبر است بعنوان مثال شورای تجار ایرانی (IBC) در دبی منتخب شرکت‌های قانونی اماراتی است اما یکی از مقامات این شورا می‌گوید «ما همیشه مطمئن نیستیم که شرکت خصوصی ایرانی وابسته به دولت ایران نباشند هر شرکتی که دارای مدارک معتبر باشد و حق عضویت خود را بشکل مرتب پرداخت کند می‌تواند عضو IBC شود.
امتیازدهی اماراتی‌ها:
دارائی‌های ایرانیان در امارات بخش قابل توجهی از اموال ایران در خارج از کشور را تشکیل می‌دهد. گرچه امارات به شرکت‌های ایرانی مستقر در مناطق آزاد این کشور اجازه تملک کامل اموالشان را داده است اما بموجب قوانین محلی، در خارج از این مناطق حداقل 50 درصد از دارائی‌ها باید در مالکیت اماراتی‌ها باشد. در چنین مواردی از یک فرد اماراتی بعنوان مالک استفاده می‌شود تا با استفاده از نام او شرکت را در مقابل مبلغ معین و یا بر اساس مشارکت در سود با فرد اماراتی به ثبت برسانند.
این نوع مالکیت تفکیک شرکت‌های ایرانی را از حامیان اماراتی آنها که غالباً از خانواده‌های قدیمی و معتبر هستند مشکل می‌کند. از این رو در بسیاری از موارد دولت امارات از سخت‌گیری در قبال این شرکت‌ها احتراز می‌کنند. بقول یک مقام اماراتی تحریم این شرکت‌ها به زیان خود اماراتی‌ها خواهد بود. عواملی که سبب موفقیت اقتصادی امارات شده یعنی مناطق آزاد و قوانین سهل گیرانه برای تجارت، اعمال تحریم‌ها بر علیه ایران را سمینار دشوار ساخته است.
دور جدید اعمال تحریم‌ها:
علیرغم موانع ذکر شده در فوق، دولت امارات اخیراً دست به اقدامات قاطعانه‌ای در رابطه با اعمال تحریم‌ها بر علیه ایران زده است. تحریم‌های جدید سازمان ملل، اتحادیه اروپا، و ایالات متحده آمریکا بر تعهدات بین‌المللی امارات افزود و شرایط و داد و ستد شرکت‌های اماراتی با ایران را دشوارتر ساخته است. بعلاوه هراس اماراتی‌ها از برنامه هسته‌ای ایران آنها را در همکاری با تحریم‌ها نرم‌تر کرده. همچنین بحران جهانی اقتصاد و شرایط کساد بازار فعلی، سبب شده که در موازنه قدرت بین دبی و ابوظبی، ابوظبی که با ایران مخالفت است در موقعیت بهتری قرار بگیرد.
در ماه ژوئن سال 2010 شورای امنیت سازمان ملل متحد تحریم‌های سخت‌گیرانه‌ای را بر علیه ایران اعمال نمود که تاکنون ادامه دارند. قطعنامه 1925 فروش اسلحه و فن‌آوری به ایران را محدود نمود و از تمام کشورها خواست که تمام محموله‌های مشکوک به مقصد ایران و یا وارد شده از ایران را بازدید کنند. این قطعنامه همچنین از کشورهای عضو خواست در روابط مالی خود با ایران بنحوی دقت کنند که از کمک به برنامه هسته‌ای ایران احتراز شود. این تحریم‌ها افراد و مؤسسات خاصی مانند سپاه پاسداران و مؤسسات تابعه آن هدف قرار داده است. کوتاه زمانی بعد از تصویب قطعنامه ضد ایرانی سازمان ملل، اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا تحریم‌های یکجانبه سختگیرانه‌تری را بر علیه ایران اعمال کردند که از جمله تحریم‌ها که برای اماراتی‌ها حائز اهمیت می‌باشد، جریمه مؤسساتی مالی است که با ایران معامله داشته باشند.
ایالات متحده از دیرباز اماراتی‌ها را برای اعمال سخت‌گیرانه‌تر تحریم‌ها بر علیه ایران تحت فشار قرار داده‌اند اما تلاش‌های جدید آمریکا برای وارد آوردن فشار بیشتر برامارات جهت اعمال تحریم‌ها تا حدی نتیجه‌بخش بوده است. در سال 2007 ایالات متحده تهدید کرد که برای کشورهائی که بعنوان ترانزیت کالا برای ایران عمل می‌کنند محدودیت‌هائی را قائل خواهد شد.
در واکنش به این قانون آمریکا، دولت امارات قانون کنترل صادرات وضع نمود و ادعا کرد ده‌ها شرکت که کالاهای با استفاده دوگانه به ایران فروختند را تعطیل کرده است. در سپتامبر 2010 آقای Stuart Levey رئیس دایره تروریزم و جاسوسی مالی به صاحبان بانک‌های اماراتی اخطار کرد در صورتیکه داد و ستد خود با ایران ادامه دهند از دسترسی به سیستم مالی ایالات متحده آمریکا محروم خواهند شد.
در نتیجه فشارهای اعمال شده از سوی آمریکا صاحبان بانک‌های امارات ارتباط تجاری خود با ایران را محدود کرده اند. بانک‌ مرکزی امارات اعلام کرد که از این پس با بانک‌های ایرانی مشغول تحریم‌های آمریکا ارتباط برقرار نخواهد کرد و مؤسسات مالی امارات را در مورد تحریم‌های آمریکا بر علیه ایران توجیه کرده است. بانک مرکزی امارات همچنین اقدامات خود به منظور پایش تمام معاملات تجاری شرکت‌های این کشور با ایران را افزایش داده است، که این خود سبب نگرانی فزاینده بانک‌های اماراتی در رابطه با داد و ستدهای تجاری با ایران شده است.
مرجع خدمات مالی  دبی از کلیه بانک‌های این امیرنشین خواسته است تا تمام مشتریان ایرانی خود را بعنوان مشتریان با ریسک بالا ارزیابی کنند. گزارشات حاکی از این است که بانک‌های اماراتی انتقال ارز به ایران را متوقف کرده‌اند، که برخی تنها انتقال دلار و یورو را متوقف کرده‌اند و برخی دیگر انتقال گام انواع ارز به ایران را ممنوع نموده‌اند.
شرایط بحران اقتصادی فعلی که بانک‌های اماراتی را در قبول خطر در مورد اعطای وام به تجار ایرانی محطاط کرده است. مرتضی معصوم زاده نماینده شورای تجارت ایرانیان در دبی گفته که بانک‌های اماراتی از باز کردن اعتبار نامه Letter of Credit (LC) برای تجار ایرانی خودداری می‌کنند و آنها را ناچار از انجام معامله بصورت نقدی نموده‌اند. در نتیجه، بسیاری از تجار ایرانی ناچاراً به بانک‌های چینی، هندی و روسی مراجعه می‌نمایند. همچنین بانک‌های اماراتی از قبول املاک و دارائی‌های موجود در ایران بعنوان وثیقه به منظور اعطای وام خوداری می‌کنند. این اقدامات به مؤسسات تجاری کوچک و متوسط ایرانی که برای امور مالی خود به بانک‌های اماراتی وابسته بوده‌اند آسیب زده است.
Mohammad Rayees، که مدیر عامل یک شرکت بیمه در ابوظبی است می‌گوید بیمه‌گران ریسک بیمه گذاری برای بنگاه های تجاری ایرانی را به دلیل شمول آنها در تحریم‌های بر علیه کشور      نمی پذیرند. اکراه فزاینده شرکت‌های بیمه از رابطه با شرکت‌های ایرانی، شرکت‌های حمل و نقل دریائی را نیز تحت تأثیر قرار داده است. بزرگترین شرکت حمل و نقل کانتینری دریائی جهان بنام Maersk که مقر آن در دانمارک است بدلیل تحریم‌ها رابطه خود را با چندین بندر ایران را قطع نموده است. یک تاجر ایرانی فعال در آمریکای شمالی که در کار واردات محصولات کشاورزی از ایران فعال است ادعا می‌کند که تحریم به تجارت او آسیب رسانیده، او می‌گوید "دو محموله کالای ما الان به مدت سه هفته است که در بندر عباس معطل مانده ما به شرکت حمل کننده مربوطه   Senator Line تماس گرفته‌ایم اما آنها نمی‌دانند که کشتی بعدی چه موقع به بندر عباس خواهد رسید. شاید یک هفته و یا بیشتر طول بکشد که کالای ما درون کشتی و شناوری روی آب باشد. در گذشته ما از شرکت‌های معتبر حمل و نقل دریائی مانند Maersk، P&O یا Ned Lloyd استفاده می‌کردیم. کشتی آنها به بندرعباس می‌آمد و کالای ما را بار می‌زد و به کشتی مادر در دبی حمل می‌نمود. اما طی شش سال گذشته شرکت‌‌های حمل و نقل یکی بعد از دیگری خدمات خود به ایران را به حالت تعلیق درآوردند و اکنون گزینه‌ها ی ما برای حمل کالاها به غرب اندک شده است.
با اینکه تحریم دبی را بیش از سایر امیرنشین‌ها تحت تأثیر قرار داده اما تمام امیرنشین‌های امارات بنحوی به تحریم‌ها پیوسته‌اند. بنظر می‌رسد رأس‌الخیمه که برای توسعه تجارت در مناطق آزاد خود فعالانه تبلیغ می‌کرد نیز به اعمال تحریم‌ها رو آورده باشد و از صدور مجوز جدید برای شرکت‌های ایرانی خودداری می‌کند. مقامات اماراتی نسبت به اتهام کمک به ایران حساس هستند. شیخ خالد‌القاسم ولیعهد معزول امارات تلاش کرد یعنی ولیعهد فعلی را متهم به انجام معاملات تجاری با ایران کند که ولیعهد فعلی تکذیب کرده است.
رونق گرفتن کار واسطه‌ها:
از آنجائی که بعلت اعمال تحریم‌ها، اکثر ارتباطات رسمی بانک‌ها با ایران یا محدود و یا غیرقانونی شده است تجارت غیر رسمی و جریان سرمایه از ایران به امارات و بالعکس رواج یافته است. دلالان حواله‌های تبدیل به مشتریان می‌گویند که خدمات آنها غیر قابل جایگزین و دارای میزان اطمینان بسیار بالا است. سیستم حواله توسط قوانین شرع‌ اسلام توصیه شده است، در قرون وسطی تاجران مسلمان محدودیت‌های وام گرفتن در محدوده امپراطوری روم را با استفاده از حواله دور می‌زدند. سیستم حواله متکی به اعتماد، ارتباط شفاهی و گمنام بودن طرفین معامله است.
مشتری در شهر مبدأ مقادیری پول را به دلال حواله موسوم به حواله‌دار تحویل می‌دهد تا به فرد دیگری در شهر مقصد که معمولاً شهری در خارج از کشور است تحویل داده شود. حواله‌دار در شهر مبدأ به حواله‌دار دیگری در شهر مقصد تماس می‌گیرد تا پول مربوطه را در شهر مقصد به فرد مورد نظر تحویل دهد (بعد از دریافت کمیسیون).
انتقال فیزیکی یا الکترونیکی پول انجام نمی‌شود. حواله‌دار دوم زمانیکه جریان برعکس پول رخ بدهد به پول خود می‌رسد، در بعضی مواقع اینکار تنها چند دقیقه بعد از معامله اولی تحقق می‌یابد.
در جای جای منطقه موسوم به Deira در دبی که قبلاً مرکز تجاری و مالی این کشور محسوب می‌شده مراکز متعددی وجود دارد که به شیوه‌ای نامحسوس به کار دلالی حواله مشغول هستند. این واسطه‌ها مدعی هستند که قادرند در مدتی کوتاه مبالغ قابل توجهی ارز را از شهرهای مختلف ایران به دبی منتقل کنند. با این همه حتی این حواله‌داران نیز بعلت اینکه زیر نظر قرار دارند قبل از هر معامله به اقدامات احتیاطی دست می‌زنند. این واسطه‌ها مرتباً نام مراکز تجاری خود را تغییر می‌دهند و به مشتریان خود توصیه می‌کنند که انتقال مبالغ بیش از یک میلیون دلار را بصورت چندین قسط ارسال دارند تا توجه کسی را جلب نکند. یک  حواله‌دار می‌گوید پول موضوع حواله را در یک بانک بزرگ و بین‌المللی دبی قرار داده و از آنجا آنرا به اروپا و یا آمریکا منتقل می‌نمائیم.
لنج داران ایرانی نیز مانند واسطه‌های ارز از بازار پررونقی در حمل کالا از دبی به بندر بوشهر در ایران برخوردارند. یکی از همین لنج‌داران می‌گوید "ما قادر به حمل هر محموله‌ای هستیم، کافی است کالاها را در زیر یک پوشش از پارچه کرباس مخفی کنیم." یک لنج دار دیگرمی‌گوید "تهرانی‌ها برای اجناس آمریکا قیمت خوبی می‌پردازند."
بسیاری از همین لنج داران از افزایش کنترل مقامات اماراتی بر تجارتشان شکایت دارند یک لنج‌دار دیگرمی‌افزاید "در گذشته پلیس امارات با ما کاری نداشت اما اکنون تعداد گشت‌زنی‌ها و تفتیش قایق‌ها و کنترل مدارکمان از سوی پلیس نسبت به گذشته افزایش یافته است که بواسطه فشار آمریکا و دولت مرکزی در ابوظبی می‌باشد." در حال حاضر مقامات اماراتی این لنج‌داران را ملزم به داشتن مجوزهای بیشتری جهت ادامه کارشان کرده است.
مقامات آمریکایی مدعی هستند که نگران قاچاق مواد غذائی و لوازم خانگی نیستند، آنها خواهان عدم انتقال کالاهای با استفاده دوگانه به ایران هستند.
روزگار سخت بازرگانان:
علیرغم رونق بازار واسطه‌های شاغل در قاچاق کالا، تجار عادی ایرانی که قانونی و علناً تجارت می‌کنند تحت فشار هستند، بسیاری از آنها بدلیل تبعات تحریم‌ها ناچار به مهاجرت از دبی شده و یا ورشکست شده‌اند. تحریم‌ها سبب شده که تجارت این افراد در دبی محدود شود و تحت فشار قرار گیرند. به همین دلیل اکثر جامعه تجار ایرانی در دبی از سیاست تحریم‌ها بر علیه ایران انتقاد می‌کنند و آنرا تنبیه دست جمعی نام گذاشته‌اند. برخی ازتجار ایرانی نیز مدعی هستند که افزایش فشارهای آمریکا،  امارات را برای آنها به محیطی ناامن تبدیل نموده است، چندین تاجر ایرانی مقیم امارات اعلام کرده‌اند که قصد انتقال فعالیت‌های تجاری خود به کشور کانادا را دارند. تجار اماراتی شکایات خود را به دولت امارات برده‌اند و فشار داخلی بر علیه تحریم‌ها در حال افزایش است. پیشنهاد تجار مستقل ایرانی که اکثراً از دولت ایران انتقاد می‌کنند لغو تحریم‌ها نیست بلکه آنها خواستار هدفمند کردن تحریم ها و هدایت آنها بسوی مقامات ایرانی و معاف کردن سایرین هستند. یک بانکدار ایرانی پیشنهاد می‌کند "حساب‌های مقامات ایرانی را بلوکه و از مسافرت  آنها به خارج از ایران جلوگیری کنید."
یک مقام آمریکائی مستقر در امارات می‌گوید وی با این ایده موافق است اما مدعی است که در حال حاضر آمریکائی‌ها توان اطلاعاتی کافی برای پیاده کردن چنین برنامه‌ای را در اختیار ندارند. تجار ایرانی این ادعا را بی‌اساس می‌دانند آنها می‌گویند "با توجه به منابع میلیاردی تحت اختیار مقامات آمریکائی که به منظورمعاملات اسلحه و امثال آن در اختیار آنها قرار دارد ما باور نمی‌کنیم که آمریکائی ها در تعیین افراد هدف با مشکلی روبرو باشند. تنها شمار اندکی از مقامات ارشد ایران در اینکارها فعال هستند که شناسائی آنها نباید برای ا کار سختی باشد. آنها آدم‌های معروفی هستند." این بازرگانان معتقدند استراتژی آمریکائی که بقول آنها نتیجه عکس خواهد داد عبارت است از تحت فشار قرار دادن ایرانی‌ها برای مجبور کردن آنها به شورش بر علیه دولتشان. مقام آمریکائی مستقر در امارات این ادعا را رد می‌کند اما اعتراف کرد که این تحریم‌ها مثل یک پتک عمل می‌کند و می‌گوید "هدف ما تنبیه تجار درستکار ایرانی نیست اما اگر فکر کرده‌اید مقامات آمریکا از غصه تحت فشار قرار گرفتن ایرانیان شب‌ها خواب ندارند در اشتباهید."
جمع‌بندی:
در مقام مقایسه با شرایط غالب در چند سال قبل، اکنون موازنه قدرت در روابط ایران – امارات – آمریکا به نفع واشنگتن- ابوظبی و به ضرر ایران – دبی تغییر کرده است. تحریم‌های سخت‌گیرانه‌تر، فشار بی‌امان اعمال شده از سوی آمریکائی‌ها، و افزایش نفوذ حکومت ضد ایرانی ابوظبی باعث شده که تأثیرگذاری تحریم‌های آمریکا بر علیه ایران از آنچه انتظار می‌رفت بیشتر باشد. تجار ایرانی که زمانی از آزادی تقریباً مطلق در صادرات و واردات کالا به امارات برخوردار بودند. اکنون در حفظ اجازه اقامت خود در امارات، کسب اعتبار بانکی و مجوزهای مختلف با مشکل روبرو هستند. خطوط اصلی حمل و نقل دریائی از حمل کالا به ایران و بالعکس خودداری می‌کنند زیرا که قادر به ا خذ بیمه نیستند. همچنین ایرانیانی که برای معاملات ارزی خود به بانک‌های دبی وابسته بودند اکنون برای دستیابی به ارز خارجی با محدودیت روبرو هستند.
البته جنگ تحریم‌ها بر علیه ایران به پیروزی آمریکا منجر نشده است. با اینکه آمریکا برای تحمیل اراده سیاسی خود به امارات برای بمنظور اجرای تحریم‌ها بر علیه ایران تلاش می‌کند اما آمریکا و امارات در اجرای این مهم با چالش‌های پیچیده‌ای روبرو هستند.
عبور کالاها از تنگه هرمز ادامه دارد و مقامات گمرکی اماراتی توانائی بازرسی کامل همه محموله‌ها به مقصد ایران و بالعکس را ندارند. با اینکه تحریم‌ها به تجارت قانونی و غیرقانونی با ایران آسیب رسانیده است اما خطر عدم دستیابی به اهداف از قبل تعیین شده همچنان وجود دارد. شرکت‌های وابسته به ایران همچنان در دور زدن تحریم‌ها با موفقیت عمل می‌کنند و تشخیص آنها از شرکت‌های عادی بسیار دشوار است. در صورتیکه آمریکا مایل به اعمال رژیم مؤثرتر تحریم بر علیه ایران باشد باید به توان اطلاعاتی خود چه از نظر مالی و چه از نظر نیروی انسانی بیفزاید و این منابع را جهت تشخیص تجار قانونی و قاچاق از یکدیگر بکار ببرد.
مطلب مهم دیگر این است که آمریکا باید عدم کارآمدی تحریم بعنوان ابزاری برای تغییر سیاست‌های دولت ایران را به رسمیت بشناسد. بنظر می‌رسد که تحریم‌های جدید در کند کردن روند پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران تا حدی موفق بوده، اما هیچیک از کارشناسان امر اعتقادی به توانائی تحریم‌ها در جلوگیری از و یا منصرف کردن ایران از دنبال نمودن برنامه هسته‌ای ندارند خاصه اینکه قیمت‌های نفت در بالاتر از 100 دلار در هر بشکه باقی مانده است.
گرچه احتمال دارد قیام‌های مردمی در کشورهای مختلف خاورمیانه سبب نگرانی ایران شده باشد اما افزایش Risk Premium نفت باعث بالا رفتن قیمت‌های جهانی نفت خام شد که این خود به بهبود وضع اقتصادی ایران کمک می کند.
با اینکه همکاری بی‌سابقه آمریکا و امارات در رابطه با اعمال تحریم‌های بر علیه ایران نشان دهنده عمق نگرانی آنها از فعالیت‌های هسته‌ای ایران است اما این دو کشور در رابطه با چگونگی ادامه روابط خود با تهران اختلاف نظر دارند. امارات به روابط قوی اقتصادی و فرهنگی خود با ایران ادامه می‌دهد و کاهش چشمگیر این روابط غیر محتمل است. تلاش‌های امارات برای اعمال شدیدتر تحریم‌ها برای این کشور پیامدهای نامطلوبی بهمراه داشته است، بخصوص انتظار نمی‌رود که امیرنشین مقروض دبی در طولانی مدت تحریم‌ها را رعایت کند. آمریکا نیز مایل نیست به خواسته امارات مبنی بر انجام عملیات نظامی جهت توقف برنامه هسته‌ای ایران  عمل کند تا امارات از حمله احتمالی ایران در امان باشد.
علاوه بر مطالب یاد شده دو کشور در راهبرد طولانی مدت خود در رابطه با ایران دچار اختلاف نظر هستند. هر دو جناح دموکرات و جمهوریخواه اعلام کرده‌اند که به نفع واشنگتن است که در تهران حکومتی روی کار باشد که منافع ملی را بر اصول اعتقادی ترجیح دهد. هنری کسینجر وزیر خارجه اسبق آمریکا گفته "ایران در زمره کشورهائی است که منافعش با منافع آمریکا همسو است و هیچ دلیل واقعی برای مناقشه با ایران وجود ندارد."
امارات متحده عربی و سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس اما نگران ماهیت رژیم در ایران هستند، آنها همچنین نگران مطالبات ملت ایران بر علیه خود هستند. این نگرانی‌ها صرف نظر از نوع رژیم حاکم بر ایران همیشه وجود خواهد داشت. به راستی با اینکه حاکمان کشورهای حاشیه خلیج فارس به حکومت جمهوری اسلام علاقه و ارادتی ندارند اما همه آنها بخصوص امارات برقراری رژیم طرفدار غرب در ایران و بهبود روابط آمریکا و ایران را متضاد به اهداف امنیتی خود می‌دانند.
یکی از دلایل اصلی اتحاد کشورهای‌ حوزه خلیج فارس با آمریکا هراس این کشورها از ایران است، آیا در صورتیکه این عامل برطرف شود و یا در حد قابل توجهی کاهش یابد این کشورها به روابط گسترده اقتصادی و نظامی خود با آمریکا ادامه خواهند داد؟ بخش قابل توجهی از فعالیت‌های اقتصادی امارات وابسته به نیاز تهران به روزنه‌ای برای ارتباط اقتصادی با جهان است.
برطرف شدن تحریم‌ها و دستیابی مجدد ایران به مراکز تجاری جهان سبب خواهد شد به موقعیت امارات بعنوان مرکز اصلی مبادلات تجاری در منطقه صدمه بخورد و هزاران ایرانی صدها میلیون دلار سرمایه خود را در هتل‌ها، رستوران‌ها و خرید واحدهای مسکونی امارات هزینه نخواهند کرد. در صورت رفع تحریم‌ها و برگشتن اوضاع بشکل عادی هزاران ایرانی که به دبی سفر می‌کنند و پول‌های خود را در آنجا خرج می‌کنند به این ادامه کار نخواهند داد.
بهبود روابط بین ایران و آمریکا در آینده نزدیک بسیار بعید است اما امارات و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس منفعت خود را در تیره ماندن روابط بین ایران و آمریکا می‌بینند. سناریو ایده‌آل از دیدگاه امارات این است که ایران از نظر اوضاع داخلی ضعیف و در منطقه منزوی باشد و اختلافاتش با آمریکا استمرار یابد. آمریکا باید درک کند که اهدافش در رابطه با ایران باید با امارت تفاوت داشته باشد.
استراتژی آمریکا در رابطه با ایران تقریباً منحصر به اقدامات سیاسی (تحریم ایران و فروش اسلحه به همسایگان) بوده است به این امید که رفتار سیاست خارجی تهران را تعدیل کند. توانائی واشنگتن در تسهیل اصلاحات در ایران اندک است با اینهمه آمریکا اقدامات ذیل را در برنامه کار خود دارد.
- بهبود کیفیت بخش برنامه‌های تلویزیونی فارسی زبان
- ایجاد اخلال در ارتباطات مخابراتی ایران
- اعمال تحریم‌های هدفمند بیشتر مانند ایجاد مشکل در مسافرت اتباع ایرانی، و بلوکه کردن اموال دولت ایران
نقش امارات بعنوان یک مرکز رسانه‌ای/ فن‌آوری که تعداد زیادی از مقامات ایرانی هنوز به آنچا مسافرت می‌کنند در اعمال تحریم‌های غرب بر علیه ایران برجسته است. ایالات متحده آمریکا تا کنون توانائی خود در استفاده از اهرم امارات برای اعمال فشار بر علیه ایران را نشان داده است.

بيشتر
نسخه قابل چاپ
تعداد بازديد اين صفحه: 3634