پیشکسوتان

با نصرت مشکوری مقدم، از چهره های تاثیر گذار ورزش بانوان صنعت نفت
از پا ننشستیم!

11:481392/10/18




خیلی ها او را به عنوان فردی می شناسند که به ورزش بانوان صنعت نفت جان داد، ‌چون بعد از برنامه های ورزشی که از سوی نصرت مشکوری مقدم اجرا شد، ‌خیلی از بانوان پای ثابت ورزش شدند و موانعی که بر سر راه شان بود، برداشتند.

نصرت مشکوری مقدم سال 1351 وارد صنعت نفت شد، با کوله باری از تجربیات ورزشی که از سال ها کوهپیمایی به دست آورده بود. وقتی به استخدام صنعت نفت درآمد و با همکارانش آشنا شد،‌ این فکر به ذهنش رسید که گروه کوهنوردی بانوان را فعال کند:«همیشه دوست داشتم اطرافیانم را به سمت ورزش سوق دهم، یادم هست با وجود این که از‌ آب می ترسیدم، شنا یاد گرفتم و بعد از این که حرفه ای شدم،‌ همه را تشویق می کردم که فوت و فن شنا را فرا بگیرند. در کوهنوردی هم همین جریان بود،‌ دوست داشتم که همه را به کوه،آرامش و عظمتش دعوت کنم.»

مخالف بودند، اما رفتیم

زمانی که تصمیم گرفتیم گروه کوهنوردی بانوان را فعال کنیم، مخالفت ها زیاد بود. ارتفاعات "عمامه" اولین جایی بود که بنا داشتیم برویم. تصور کنید که آن زمان سال 1377 که فعالیت بانوان در ورزش هنوز قوام نگرفته بود،‌ خیلی سخت بود که برای این صعود مجوز بگیریم. موانع زیاد بود، اما بالاخره رفتیم. بعد از 2 سال موفق شدیم به سبلان، توچال، شیرکوه یزد، سرکچال، آزادکوه و اکثر قله های داخلی صعود کنیم.

دماوند و صعود پرماجرا

سال 1379 تصمیم گرفتیم دماوند را فتح کنیم. پیش از آن همه قله هایی که صعود کرده بودیم، زیر 5هزار ارتفاع داشت و به دلیل ارتفاع بالای 5هزارمتری دماوند، مخالفت ها شدت گرفت و به ما بودجه ای برای صعود اختصاص ندادند و تنها به یک وسیله نقلیه بسنده کردند. جالب این جا بود که راننده همین ماشین هم ما را در مسیر یعنی در 60کیلومتر مانده به آمل، پیاده کرد و برگشت! ولی ما تسلیم نشدیم، به هر زحمتی بود، بقیه راه را رفتیم و دماند را فتح کردیم. البته از این بگذریم که هیچ پیام تبریکی از سوی آقایان به دست ما نرسید! آن هم در شرایطی که تا آن موقع فقط یک آقا در سطح شرکت موفق شده بود به دماوند صعود کند، آن هم نه در قالب گروه نفتی.

در راه آرارات

مرداد ماه 1381 به آرارات رفتیم. اول بنا بود کلیمانجارو را فتح کنیم،‌ اما برنامه عوض شد و قرعه به نام آرارات افتاد. مدیرعامل وقت شرکت کالای نفت که آن زمان در آن شرکت شاغل بودم،‌ خیلی در این صعود تاثیرگذار بود. بعد از آن هم صعود به البروس روسیه را داشتیم. یادم هست که در اردوهای آمادگی که برای این صعود برگزار می شد، هم خانم ها حضور داشتند،‌ هم آقایان. از آقایان فقط یک نفر موفق شد در اردوهای آمادگی دوام بیاورد و قبول شود، بقیه همه خانم بودند که نشان می داد توانایی جسمی شان چه قدر بالا است. ما اولین گروه بانوان ایرانی بودیم که به طور رسمی آرارات را فتح کردیم.

اولین بانو از نفت

به نظر من وقتی شخصی هدفی دارد، باید به دنبال تحقق آن باشد و نباید نا امید شود. نباید کمبود امکانات و نگاه هایی را که در جامعه وجود دارد، بهانه کرد. شاید برای تان جالب باشد بدانید که اولین بانوی ایرانی که به دماند صعود کرده،‌ یکی از کارکنان شرکت نفت بوده به نام خانم تیموری که در سال 1326 موفق شده این قله را فتح کند، یعنی در سال تولد من. آن موقع یقینا امکانات کافی وجود نداشته است،‌ حتی وقتی ما هم شروع کردیم به کوهنوری و گروه بانوان را راه انداختیم،‌ امکاناتی وجود نداشت.

برای پسرم گریه نمی کنم

همیشه می گویم 4 فرزند دارم، یک پسر و 3 دختر. درست است که پسرم از نظر فیزیکی کنارم نیست،‌ اما همیشه حضور او را حس می کنم. مرگ او آن قدر باشکوه بود که دوست ندارم برای رفتنش اشک بریزم. او هم جزو کوهنوردان فعال بود، اما وقتی به همراه دوستانش برای اسکی به پیست رفته بود، پس از سقوط بهمن برای کمک به افرادی که دچار سانحه شدند،‌ جان خود را از دست داد. پس از این ماجرا متوجه شدم که امدادرسانی در کشور ما ضعف های بسیاری دارد. تلاش های زیادی کردم که بتوانم کمکی به این بخش بکنم و استانداردهای جهانی در بحث امدادرسانی کشورمان رعایت شود،‌ اما متاسفانه صدای ما به کسی نرسید.

نسخه قابل چاپ