شنبه 18 مرداد 1399   16:37:43

 
سه‌شنبه 11 آبان 1395



حمایت های بین المللی از زنان مبتلا به ایدز

(مجله حقوق زنان مهر و آبان 94)

بیماری های مقاربتی از جمله بیماری هایی است که بیش از مردان زنان را در معرض خطر قرار می دهد به دلیل فیزیولوژی خاص بدن زنان آنها در برابر بیماری های مقاربتی آسیب پذیرترند در جایی که بیمار مقاربتی جزء بیماریهای قابل درمان است مشکل چندانی وجود نخواهد داشت ، و با این که زنان مبتلا باید هزینه و رنج درمان را تحمل کنند باز هم بیماری به گونه ای نخواهد بود که کیفیت و کمیت زندگی آنها را توامان در معرض خطر قرار دهد اما درخصوص بیماری های مقاربتی غیر قابل درمان که در صد آنها بیماری ایدز قرار دارد اوضاع به گونه ای دیگری خواهد بود و زندگی زنان مبتلا به شدت تحت تاثیر بیماری قرار می گیرند.

تجربه ی جهانی نشان داده است که ایدز نه تنها بیماری بلکه عاملی جهت تخریب تمام ابعاد زندگی است به ویژه در جایی که زنان به این بیماری مبتلا شوند. به دلیل باورهای عمیق و غلط فرهنگی در بیش تر کشورها به ویژه کشورهای جهان سومی حتی زمانی که یک زن به جای دریافت حمایت و همدردی از سوی خانواده و جامعه خود طرد شده و مورد تبعیض های ناروا قرار می گیرد.

در کنار سایر مشکلات این قبیل زنان در طول زندگی این فشار روانی حاصل از انگ و طرد و تبعیض تمام ابعاد انسانیت را درخصوص این زنان درهم می شکند. پس شاید بتوان گفت که ایجاد برنامه هایی در جهت حمایت های منسجم و انجام شدنی درخصوص زنان مبتلا باید در اولویت برنامه های حقوق بشری قرار گیرد و به گونه ای باشد که اجرای آن علاوه بر قابل اعمال بودن در مدت زمان طولانی باعث بهبود فرهنگ نادرست و باورهای غلط مردم شود و زندگی را برای اشخاص مبتلا به ویژه زنان قربانی این بیماری سهل تر گرداند.

آنچه در اسناد حقوق بشری اعم از عام و خاص مورد اشاره قرار گرفته است به این سبب که به زنان مبتلا اختصاصا نپرداخته است و در صورت تفسیر موسع مفاد آنها قابلیت اعمال برای این زنان را دارد ، کشورها را ملزم به اجرای این دسته از حقوق که بعضا حقوق ابتداعی یک انسان است (مثل حق بر حیات) نمی کند و کشورها هم از فقدان وجود چنین اجبار بین المللی استفاده کرده و غالبا تمامی حقوق زنان مبتلا را نادیده می گیرند.


حمایت های مربوط به زنان مبتلا

با توجه به آمار رو به گسترش زنان مبتلا به اچ ای وی و هم چنین وجود فرهنگ های غلط در زمینه ی این بیماری به ویژه درخصوص این زنان در بسیاری از این جوامع شاهد نقض حقوق و پایمال شدن حرمت و انسانیت این زنان هستیم آنچه باید گفته شود ، این است که زنان مبتلا همواره قربانیان مشکلات اجتماعی جامعه خود شده اند ، پس نمی توان از آنها خواست به تنهایی تاوان چیزی را بدهند مه به تنهایی مقصر آن نبوده اند.


مبحث اول : مشکلات موجود

زنانی که همراه با اچ ای وی زندگی می کنند معمولا دارای زندگی راحتی نیستند. مشکلات اقتصادی – اجتماعی – فرهنگی از همه سو به آنها حمله ور می شود که در کنار آن باید درد و رنج ناشی از بیماری را تحمل کنند.

مشکلات زنان مبتلا متعدد است و شامل موارد مختلفی است ، تبعیض های موجود میان زنان و مردان ، کمبود فرصت های تحصیلی و شغلی و پایین بودن موقعیت زنان در محافظت از خودشان و هم چنین فرهنگ و باورهای غلط به صورت توامان بر زندگی زنان مبتلا اثر می گذارند و شرایط زندگی را برای آنها سخت تر می کند.


گفتار اول : پایین بودن موقعیت زنان

مهمترین دلیلی که سبب ریسک اچ ای وی در زنان می شود این است که اغلب رفتار خود این زنان نیست که آنها را مبتلا می کند پایین بودن موقعیت اجتماعی و قانونی و اقتصادی و فرهنگی زنان نسبت به مردان در برخی از جوامع سبب می شود که آنها نتوانند به صورت مستقل عمل کنند و شیوه ی زندگی خود را انتخاب نمایند باید گفت که وابستگی بیشتر زنان به مردان و ترس از دست دادن حمایت های مالی مردان و ترس از فقر سبب می شود میزان ابتلای زنان به اچ ای وی بیش از مردان باشد.


گفتار دوم : وابستگی به مردان

در بسیاری از کشورهای در حال توسعه مردان بر منافع اقتصادی کنترل دارند (برای مثال زمین کشاورزی) و زنان غالباً در قالب ازدواج از مردان تغذیه ی اقتصادی می شوند. این وابستگی اقتصادی به مردان به این معناست که زنان بر این که چه زمانی و با چه کسی و در چه شرایطی رابطه ی جنسی داشته باشند کنترل کمتری دارند.

در کشورهای در حال توسعه یعنی جایی که زنان بیشترین میزان جمعیت فقیر را به خود اختصاص می دهند فقر سبب می شود که زنان نتوانند از خود در برابر روابط جنسی محافظت نشده حفاظت کنند و ترس از تجاوز و خشونت های خانگی هیچ راهی به جزء تبعیت بی چون و چرا برای آنها باقی نمی گذارد و در چنین حالتی عدم دسترسی زنان مبتلا به منابع اقتصادی و نداشتن کار و هیچ گونه درآمدی سبب می شود زنان از بدن خود به عنوان تنها راه برای گذراندن زندگی خود استفاده کنند به این ترتیب زنان روسپی مبتلا از طریق تن فروشی مخارج زندگی خود را تأمین می کنند ، خود و یا گاهاً خانواده هایشان با این پول زنده می مانند و زمانی که تن فروشی زنان مبتلا راهی برای امرار معاش آنها تلقی می شود امکان گسترش بیماری را شدیداً افزایش می دهد.


گفتار سوم : پایین بودن میزان تحصیلات

از اولین خطرات بیماری ایدز برای زنان محروم بودن آنها از رفتن به مدرسه است که این امر ممکن است دو دلیل عمده داشته باشد یا به دلیل باورهای غلط فرهنگی و انگ ایدز است که جامعه ترک تحصیل را به آنها تحمیل می کند و یا اینکه به دلیل نبود توان اقتصادی و عدم حمایت خانواده هایشان و بالا بودن هزینه های درمان خود ترک تحصیل می کنند.
 
به این ترتیب زمانی هم که سن شان بالا می رود به دلیل پایین بودن میزان تحصیلاتشان نمی توانند شغلی مناسب با درآمد مکفی داشته باشند که این امر خود باعث کاهش توان اقتصادی آنها خواهد شد در بیشتر کشورهای در حال توسعه در حالت عادی هم تبعیض جنسی برای حضور در مشاغل رسمی وجود دارد به این ترتیب به طریق اولی زنان مبتلا به ایدز با تحصیلات پایین شانس بسیار کمی برای استخدام خواهند داشت به این ترتیب زنانان مجبور خواهند شد که در مشاغل غیر رسمی و غیر دولتی مشغول شوند در شرایطی که این مشاغل حقوق بسیار کمی دارد و کار بسیار سنگین است و هیچگونه حمایت اقتصادی و اجتماعی نمی شوند و به هیچ عنوان از خدمات اجتماعی و بیمه بهره مند نیستند این در حالی است که این زنان به دلیل بیماری خود و وضعیت جسمانی شان نیازمند مشاغلی هستند که حجم کاری و ساعات کاری کمتری داشته باشند و دست کم از پوشش بیمه ای برخوردار باشند.
بنابراین زنان مبتلا که در خوش بینانه ترین حالت شغل هم دارند با خشونت های محیط کار و تبعیض و انگ و نابرابری روبه رو هستند.


گفتار چهارم : خشونت های محیط کار

به طور کلی زنان در محیط کار در معرض خطرات ناشی از سو استفاده ی جنسی قرار دارند و به آنا پیشنهاد می شود که در ازای استخدامشان و یا جلوگیری از اخراج شان باید به روابط غیر کاری تن بدهند و مسائلی از این دست همیشه برای زنان وجود دارد و زنان مبتلا به دلیل شرایط خاصی که دارند و نیازمندی های خاصشان و هزینه های اضافی درمان که بسیار حیاتی است و این که توسط هیچ نهاد اجتماعی و گاهاً حتی توسط خانواده هایشان حمایت نمی شوند در برابر چنین خطراتی آسیب پذیرتر هستند و احتمال تن دادن به این قبیل پیشنهادات برای آنها دور از ذهن به نظر نمی رسد.


گفتار پنجم : انگ ناشی از ایدز و تبعیض

انگ ناشی از ایدز و تبعیض ناشی از آن باعث تغییر رفتارهای شخصی و آسیب پذیری در محیط کار و پایین آمدن سطح سلامتی و استفاده از خدمات اجتماعی است. آمار نشان می دهد که زنان مبتلا بسیار بیشتر از مردان مبتلا در معرض خطرات ناشی از انگ و تبعیض قرار دارند که این تبعیض در جامعه و محیط کار می تواند به شکل انجام آزمایش های اجباری تبعیض آمیز ، قرنطینه ، انحصار و از دست دادن شغل نمود پیدا کند. برای مثال در یک گزارش تهیه شده در کشور تایلند یک بیمار مبتلا به ایدز شده است از کار اخراج شده و مجبور به زندگی در انجمن ایدز شده است و تمام آزادی ها فردی و اجتماعی خود را از دست داده است.


مبحث دوم : راهکارها و حقوق

حمایت از زنان مبتلا به ایدز امروزه یکی از دغدغه هایی است که باید به آن پرداخته شود و ایجاد راهکارهای حمایتی موثر و کارآمد باید در الویت برنامه های حقوق بشری قرار گیرد و ایجاد قوانین مدون و سخت گیرانه درخصوص این حمایت ها و رعایت حقوق بشر آنها و کاهش وابستگی های اقتصادی و اجتماعی آنها و بالا بردن موقعیت خود این زنان از جمله عواملی است که می تواند علاوه بر بالا بردن سطح کیفیت زندگی آنها از مرگ زودرس آنها جلوگیری نماید.


گفتار اول : قانون گذاری برای حقوق زنان مبتلا به ایدز و رعایت حقوق بشر آنها

در طول 25 سال که از اپیدمی ایدز می گذرد این امر که قوانین و سیاست ها باید در جهت حمایت از حقوق زنان در مواجهه با اچ ای وی باشد به صورت وسیعی مورد شناسایی قرار گرفته است. دولت ها دائم از عملکردهای خود در جهت احترام و حمایت و به اجرا درآوردن حقوق زنان مبتلا حمایت می کنند و اذعان می دارند که از رابطه ی مستقیم بین اچ ای وی و تبعیض های جنسیتی باخبرند.

سازمان ملل متحد و سایر آژانس های بین المللی راهکارهای مختلفی را در جهت پاسخگوئی به ابعاد جنسیتی اپیدمی ایدز و ایجاد تساوی جنسیتی ایجاد کرده اند هنوز هم تبعیت اقتصادی و اجتماعی بیشتر زنان باعث می شوند که امکان ابتلای آنها به اچ ای وی افزایش یابد و قدرت آنها در دسترسی به تست اچ ای وی و درمان و مراقبت و حمایت را محدود می کند.

جرایم علیه زنان می تواند یک نمونه ی بارز از تبعیض جنسیتی باشد که آثار غیر مساعدی بر زندگی زنان و دختران در جهان دارد این جرائم معمولاً توسط عوامل فرهنگی و اجتماعی قدیمی حمایت می شود که همین عوامل باعث پذیرش این جرایم در جامعه می شود همچنین نقض فاحش حقوق بشر می باشد و هم اثر اچ ای وی و هم عامل آن است.

درست است که تجاوز از ترض جنسی و خشونت های خانگی جرایمی هستند که ممکن است هرکس آنرا تجربه کند ولی تجربیات ثابت کرد که بیشتر این موارد برای زنان و دختران بوده است. در جهان هر 1 زن از میان 5 زن تجربه ی تجاوز یا تلاش بر تجاوز را در زندگی خود داشته است و از هر 3 زن 1 زن مورد آزار فیزیکی قرار گرفته است و یا به برقراری رابطه ی جنسی را داشته است که بیشتر توسط اعضای خانواده و آشنایان صورت گرفته است.

در یک تحقیق انجام شده در سال 2005 بین دو کشور که توسط سازمان جهانی بهداشت (Who) انجام شده است 59% زنان تجربه ی خشونت های جنسی را توسط محارم خود داشته اند. که بیشتر این قربانیان را زنان و دختران جوان تشکیل می دهند.

در یک آمارگیری توسط پلیس آمریکا زنانی که بین سالهای 2002 تا 2003 گزارش تجاوز جنسی خود را داده اند زیر 18 سال بوده اند و 14 نفر این افراد زیر 12 سال بوده اند.

در یک تحقیق انجام شده توسط سازمان بهداشت جهانی ثابت شده که 13% زنان در ژاپن و 61% در پرو از نظر فیزیکی توسط مردان در برهه ای از زندگی خود مورد خشونت قرار گرفته اند. به عبارتی در برخی از کشورها خانه به جای اینکه مکان امنی جهت آسایش زنان باشد تبدیل به یک خشونت گاه برای آنها شده است.

با توجه به اینکه خشونت علیه زنان بر حسب آمار امری جهانی محسوب می شود ایجاد یک سری مکانیزم های بین المللی بسیار لازم به نظر می رسد. لازم به ذکر است که این آمار لزوماً درصد واقعی و کامل خشونت های جنسی را منعکس نمی کند و تنها بخشی از خشونت های جنسی را نشان می دهد چون بسیاری از زنان خشونت های جنسی اعمال شده علیه شان را گزارش نمی کنند. به زبان دیگر آمار گزارش شده لزوماً تطابقی با واقعیت ندارد.

قطعاً هنوز هم اقدامات بیشماری در جهت جلوگیری از خشونت علیه زنان اعمال می شود. اما نکته ی مهمتر این است که تحقیقات اخیر جامعه ی بین المللی بیان گر این موضوع است که خشونت های خانگی علیه زنان به معنای نقض حقوق بشر و عاملی مهم در جهت ابتلا به ایدز است. و به همین دلیل هم لازم است برای جلوگیری از این قبیل رفتارهای ضد بشری قدرت زنان را در روابط خانگی آنها تقویت کرد. برای مثال کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد تاکید دارد که پیشرفت زنان و دختران کلید اساسی در جهت کاهش ابتلا به اچ ای وی وی است.

از طرفی کمیسیون تاکید دارد بر این نکته که خشونت علیه زنان و دختران آنها را در برابر اچ ای وی مستعد می سازد و از طرفی زنانی که مبتلا به اچ ای وی مثبت هستند در صورتی که دائماً مورد خشونت های خانگی قرار گیرند احتمال بالایی در مجرم شدن آنها وجود دارد (مثلاً امکان اقدام به تن فروشی را در آنها بالا می برد) با توجه به این شرایط می بینیم که خشونت علیه زنان تاثیر بسزائی در گسترش اچ ای وی دارد.

همین طور که در دو اعلامیه ی Declaration of commitment on HIV/AIDS 2005 و Political Declaration of commitment on HIV/AIDS 2006 در مواجهه با اچ ای وی بر این موضوع تاکید می کند.

هم چنین اصول راهنمای بین المللی ایدز و اچ ای وی و هم چنین حقوق بشر ایجاد قوانینی در جهت رفع تبعیض و خشونت علیه زنان مبتلا به اچ ای وی را لازم می داند. بر اساس حقوق بشر و قوانین بین المللی که برای همگان فارغ از رنگ و نژاد ، مذهب و زبان و سایر عوامل تبعیض آمیز لازم الاجراست یک سری قوانین و حقوق کلی وجود دارد که برای همه ی انسان ها از جمله کسانی که دارای اچ ای وی مثبت هستند باید به اجرا در بیاید و زنان به دلیل عواملی که در فصول قبل ذکر شد به نوعی بیشتر از مردان قربانی این بیماری هستند و کاملاً ناخواسته در اثر ارتباطات جنسی با شرکای جنسی خود که بیشتر مواقع همسران آنها هستند دچار این بیماری می شوند و یا بر اثر خشونت های جنسی و خانگی به این بیماری مبتلا می شوند بیش از هر گروه دیگر مستحق این حقوق و آزادی ها هستند این حقوق کلی عبارتند از :

1- حق برخورداری از بالاترین میزان استانداردهای سلامت.
2- حق بر زندگی.
3- حق بر آزادی از رفتارهای ظالمانه ، غیر انسانی و پست کننده و آزادی از مجازات های بی دلیل.
4- حق بر آزادی از بردگی.
5- حق بر آزادی و امنیت فردی.
6- حق بر عدم تبعیض و حمایت برابر قانونی.
7- و حق بر حمایت در برابر خشونت و جرم.

حق بر سلامت :

بر اساس فصل 12 میثاق حقوق مدنی سیاسی و فرهنگی (ICESCR) همه ی افراد حق برخورداری از سلامت جسمی و ذهنی را دارند یعنی هر فرد مستحق این است که بیشترین میزان سلامت ذهنی و جسمی برخوردار باشد مبتلایان به ایدز با توجه به بیماری مهلکی که به آن دچار هستند بیشتر از سایر افراد نیازمند مراقبت و حمایت های پزشکی هستند. شاید بتوان وجود خدمات درمانی رایگان برای بستری شدن این افراد و یا مهیا کردن داروهای مورد نیاز آنها را به عنوان یکی از عوامل مفید در جهت کمک به این افراد باشد. همچنین توانمند ساختن این زنان در جهت جلوگیری از روابط جنسی ناخواسته می تواند یکی دیگر از حمایت های ویژه از این زنان باشد.

حق بر حیات :

یکی دیگر از حقوق مذکور در اعلامیه ی جهانی حقوق بشر حق بر حیات است که سر منشاء تمامی حقوق تلقی می شود.

حق بر حیات مستقیماً بر اثر عواملی مثل تجاوز جنسی در خطر قرار می گیرد چون می تواند آسیب های شدید جسمانی و روانی ایجاد کند.

حق بر حیات مثل تمام حقوق دیگر نیازمند عوامل مختلفی است تا بتواند در نتیجه ی تجاوز جنسی باشد که به خودی خود خطر مرگ را افزایش می دهد. اما این امر به این معنا نیست که چون اچ ای وی یک بیماری کشنده است باید این افراد را به حال خود رها کرد و جامعه هیچگونه مسئولیتی در قبال این افراد ندارد.

اچ ای وی بیماری است که در مورد زمان طولانی آثار خود را نشان می دهد و شاید در طول سالیان دراز باعث مرگ شود بنابراین مبتلایان به اچ ای وی از جمله زنان مبتلا باید از حق بر حیات به عنوان یکی از حقوق ذاتی بشر بهره مند باشد.

حق بر آزادی از رفتار ظالمانه و غیر انسانی و تحقیر کننده و مجازات های بی دلیل در فصل 7 میثاق حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR) آمده است که هرگونه رفتار خشونت آمیز و تحقیر کننده و غیر انسانی ممنوع است و سعی بر آن دارد که کرامت و کمال انسانی را حفظ کند که نه تنها شامل رفتارهایی می شود که به تمامیت جسمانی شخص آسیب وارد می کند بلکه شامل رفتارهای توهین آمیز که اثرات نامطلوب بر روان فرد دارد نیز می شود.
 
بیماران مبتلا به اچ ای وی از جمله زنان مورد بحث ما در بهره وری از این حقوق سهم دارند به این معنا که هیچ زنی به دلیل داشتن اچ ای وی مثبت نباید با رفتارهای توهین آمیز که کرامت انسانی را زیر سوال می برد مواجه شود اگر چه این امر در بیشتر کشورها به ویژه کشورهای جهان سوم که انگ ایدز در آنها به ویژه برای زنان بیداد می کند یک استراتژی سخت و دیر کارآمد است و نهادینه شدن آن در فرهنگ این جوامع مدت طولانی زمان می برد.

حق بر عدم تبعیض و حمایت های برابر قانونی وظیفه ی هر جامعه ای است و میزان جرم و جنایت را علیه مردم خود کاهش دهد و از آنها به صورت مساوی حمایت کند و به آنها این امکان را دهد که به امکانات اجتماعی و بهداشتی و رفاهی بدون تبعیض دسترسی داشته باشد. مبتلایان به ایدز به ویژه زنان نیز از این حقوق مستثنی نیستند چه بسا به دلیل شرایط خاص و ویژه ای که دارند باید از حمایت های بیشتری نسبت به دیگران بهره مند شوند و یک سری امتیازات ویژه برای آنها در نظر گرفته شود.

حمایت در برابر خشونت بر اساس حقوق بشر یکی از وظایف اصلی دولت هاست. باید گفت دولت ها موظف هستند تا از وقوع هرگونه خشونت به ویژه خشونت جنسی علیه زنان جلوگیری کند و در صورت گیرند چه این قبیل خشونت ها در محیط خصوصی اتفاق بیافتد و چه در محیط عمومی قاعدتاً زنان مبتلا به اچ ای وی نباید به دلیل داشتن این بیماری از این گونه حمایت ها محروم باشند.

چه بسا دولت ها درخصوص این زنان و حمایت از آنها دارای مسئولیت بیشتری هستند و باید دقت بیشتری به خرج دهند زیرا تجاوز به این زنان ممکن است باعث انتقال بیماری از آنها به دیگران شود. علاوه بر این اصول و حقوق که جنبه ی کلی و جهانی دارند یک سری موافقت نامه های جهانی وجود دارد که یک سری حقوق تکمیلی و اضافی هستند. برای مثال در ماده ی 4 پروتکل الحاقی به منشور آفریقایی حقوق بشر و مردم آمده است که باید اقدامات مناسب و موثری انجام گیرد در جهت :

1- رهنمون ساختتن حقوق به سمتی که از تمام اشکال خشنونت علیه زنان از جمله روابط جنسی ناخواسته و اجباری جلوگیری کند.

2- هماهنگ ساختن تمام قوای قانونی ، قضایی و اجرایی به گونه ای که از خشونت علیه زنان جلوگیری کند و مجازات عاملان این خشونت ها و اجرای قوانین به بهترین نحو صورت گیرد.

3- شناسایی دلایل و منابع اینگونه خشونت ها علیه زنان و اخذ تصمیمات مناسب در جهت جلوگیری از این قبیل اتفاقات با توجه به سیاق کلی متن. اینگونه معاهدات منطقه ای می توان این امر را که تمام این حمایت ها به طریق اولی شامل زنان مبتلا به ایدز نیز می شود استنباط کرد.

گفتار دوم : کاهش وابستگی ها و افزایش قدرت زنان و میزان تحصیلات

امروزه شواهد نشان دهنده رابطه عمیق و بی چون و چرا بین عدم تساوی جنسیتی و اچ ای وی است امروزه که زنان تعداد بی شماری از زنان مبتلا را تشکیل می دهند متاسفانه تعداد زیادی از این زنان مبتلا با فشارهای ناشی از تبعیض جنسیتی روبه رو هستند و همچنین از نابرابری های موجود در محیط کار رنج می برند و سختی های بسیاری را به دلیل ابتلا به اچ ای وی متحمل می شوند.

عوامل فوق الذکر با مستعدتر بودن زنان در ابتلا به اچ ای وی ترکیب می شود و تاثیری عمیق تر بر زندگی زنان مبتلا می گذارد. در گزارش سال 2010 سازمان جهانی ایدز بر افزایش دسترسی زنان به راه هایی جهت پیشگیری از ایدز و درمان و مراقبت مبتلایان در سطح جهانی تاکید شد استراتژی های جدید سازمان جهانی ایدز (2011 – 2015) تاکید می دارد که توجهات تازه ای به زنان مبتلا و به صفر رساندن تبعیض های جنسیتی و هم چنین جلوگیری از انگ ایدز برای دستیابی جهانی به راهکارهایی جهت حمایت و درمان و مراقبت از این زنان تلقی می گردد که در این راستا پیشرفت فرهنگ جامعه جهانی در ارتباط با این زنان امری الزامی است در این حالت است که می توان به اهداف مربوطه به برنامه های پیش بینی شده ی هزاره تا سال 2015 دست یافت.

تحصیلات ، کلیدی است برای انقلاب در جهت حمایت از زنان مبتلا و پیشگیری از ابتلا. باید گفت که به ازای هر سال اضافی که دختران در مدرسه می گذرانند آموزش های بیشتری در جهت بهبود رفتارهای جنسی خود دریافت می کنند و این امر می تواند تا حد زیادی هم خطر ابتلا را کاهش دهد و هم زنان مبتلا در بهبود وضع زندگیشان کمک های شایانی می کند.

کمپین جهانی آموزش اذعان می دارد که در صورتی که کودکان در دهه ی آینده آموزش کافی دریافت کنند از 7 میلیون مورد اچ ای وی میتوان جلوگیری کرد.

• خطر ابتلا به اچ ای وی و عدم آگاهی از عوارض ناشی از آن برای دخترانی که آموزش دیده اند تا دست کم تحصیلات مقدماتی خود را تمام کرده اند کمتر از سایرین است.

• زنانی که دارای تحصیلات بیشتری هستند 5 بار بیشتر از سایر زنان از اچ ای وی و عوارض آن آگاهی دارند و درصورت ابتلا به این بیماری روشهای قابل قبول تری را برای درمان و مراقبت انتخاب می کنند و مسئولانه تر عمل خواهند کرد و هنوز هم باوجود اینکه اهمیت سواد و فواید آن بخوبی مشهود است:

• 2 / 3  از بیسوادان جامعه بین المللی را زنان تشکیل می دهند.

• بیش از 50 درصد افرادی که به مدرسه نمی روند را دختران تشکیل می دهند.

• گروهی که بیشتر از بیسوادی رنج می برند دختران روستایی هستند که این امر مهارتهای آموزشی و قدرت اقتصادی آنها را شدیداً کاهش می دهد و امکان دسترسی آنها به شغلهای مناسب را تقلیل می دهد.

• امروزه 3 / 2 کشورهای جهان با معضل بیسوادی زنان حتی در سطح تحصیلات ابتدایی روبرو هستند و به این ترتیب نمیتوان به هدف تساوی جنسیتی درخصوص تحصیلات تا سال 2015 نائل شد.

• ازنظر جهانی کمتر از 30 درصد زنان جوان آگاهی وسیع و جامع از اچ ای وی دارند و این درصورتیکه بیش از 40 درصد مردان درخصوص این بیماری و عوارض مربوط به آن آگاهی دارند اگرچه این میزان برای هردو گروه بسیار کمتر از هدف جهانی که 95 دصد در هرگروه است می باشد.

افزایش توان اقتصادی زنان مبتلا می تواند یک کلید طلایی درجهت کمک به این زنان باشد. شواهدی وجود دارد که می گوید افزایش تواناقتصادی زنان مبتلا تأثیر مثبتی بر پاسخگویی به معضل ایدز دارد در برخی از مناطق نابرابری هایی که در دسترسی این زنان به توانمندی اقتصادی وجود دارد شرایطی را فراهم می آورد که میتواند تأثیرات مخرب ایدز را بر این زنان افزایش دهد؛ ضمن اینکه درصورتیکه این قبیل زنان اگر در تنگنای اقتصادی قرار گیرند ممکن است به اعمال خطرناکی ازجمله اقدام به تن فروشی دست بزنند که این امر خود یکی از عوامل بسیار مهم در گسترش اچ ای وی است.
 
افزایش توان مالی زنان مبتلا ازطریق ایجاد و بازار کار مناسب برای این زنان و جلوگیری از اخراج این زنان بدلیل ابتلا به این بیماری یکی دیگر از اهداف جامعه بین المللی است که میتواند باعث شود ضمن اینکه یوه های رفتار جنسی این زنان کنترل شود ازنظر روحی و روانی احساس مثبتی داشته باشند و باعث افزایش سطح رعایت اصول بهداشتی وانجام فرآیندهای درمانی در آنها شود.

جامعه بین المللی سعی بر آن دارد که بطور کلی سطح سواد زنان را در کل جهان افزایش دهد و این اطمینان را حاصل نماید که مدارس باعث بالاترفتن آگاهی زنان می شود و هماهنطور که گفته شد این افزایش آگاهی رابطه مستقیمی با کاهش میزان ایدز دارد.

همچین درخصوص زنان مبتلا با اچ ای وی افزایش سطح سواد منجر به اثرات مثبتی درمقابله با اچ ای وی و جلوگیری از گسترش آن دارد؛ بنابراین طبق آنچه در کمیسیون وضعیت زنان و جلوگیری از ورود آنها به مدارس نه تنها شرایط سخت و هولناکی را به زنان تحمیل می کند چون نمی توانند تحصیلات خود را تکمیل کنند و به تبع آن نمی توانند شغل مناسبی داشته باشند این امر برای جامعه هم می تواند خطرناک باشد چون بار این فشار روحی و اجتماعی بر این زنان می تواند پیامدهای جامعه شناختی منفی دربر داشته باشد.

به این ترتیب است که کمیسیون وضعیت زنان اذعان می دارد که زنان مبتلا به اچ ای وی حق برخورداری از تحصیلات در تمام سطوح را دارند و باید از بالاترین استانداردهای رفتاری و جمعی و روانی برخوردار باشند.

اجازة تحصیل برای این قبیل زنان باعث افزایش میزان توانمندی آنها شده و تا حدود زیادی اشکال مختلف خشونت و فشار و تبعیض علیة آنها از بین می رود. برای رسیدن به این آرمان یعنی افزایش سطح سواد میلیون ها زن مبتلا به اچ ای وی که هیچگاه به صورت رسمی به مدرسه نرفته اند باید میزان دسترسی این زنان را به فرصت های تحصیلی افزایش داد.

برای کمک به این گروه سازمان جهانی ایدز یک سری طرح در جهت افزایش آگاهی این زنان چه در خارج و چه در داخل مدرسه برنامه ریزی کرده است که باعث افزایش برابری جنسیتی ، رعایت قواعد حقوق بشری و افزایش آگاهی آنها بر پایه ی شواهد علمی می شود و آنها را در برابر فعالیتهای جنسی و اجتماعی شان مسئول می سازد.


گفتار سوم : کاهش فشارهای محیط کار

محل کار به عنوان یک نقطه ی اتصال جهت تحقیق هدف جهانی:

محل کار ضمن این که نقطه ای است که منجر به برابری جنسیتی می شود و شرایط مساعدی را در جهت کمک به زنان مبتلا به اچ ای وی فراهم می کند اما خود می تواند محلی برای اعمال فشار و خشونت علیه این زنان باشد که به خشونت محیط کار معروف است. محیط کار برای این که بتواند محل مناسب و مفید تلقی شود باید جوابگوی نیازهای خاص زنان مبتلا به اچ ای وی باشد و هرگونه نابرابری ، تبعیض و بی عدالتی را علیه آنان از بین ببرد تا بتواند اندکی از آثار مخرب اچ ای وی بر آنها بکاهد که این امر خود نیازمند تغییر در فرهنگ جامعه و افزایش آگاهی ها درخصوص این بیماری است.

توصیه نامه سازمان بین المللی کار (ILO) درخصوص اچ ای وی و محیط کار : توصیه نامه ی شماره ی 200 سازمان بین المللی کار که توسط دولت ها ، کارمندان و کارگران کشورهای عضو در کنفرانس سازمان بین المللی کار پذیرفته شده است این توصیه نامه به برابری جنسیتی به عنوان یک عامل مهم در محیط کار اشاره می کند و می گوید زنان مبتلا نباید به دلیل نابرابری های جنسیتی و با به دلیل ابتلا به این بیماری در محیط کار با خشونت روبه رو شوند و توانمند ساختن این زنان در محیط کار می تواند یکی از راه کارهای مفید در پاسخگویی به ایدز در سطح جهانی باشد. این توصیه نامه انجام یک سری اقدامات را در جهت جلوگیری از انتقال اچ ای وی الزامی می داند:

• احترام به حقوق بشر به ویژه برابری جنسیتی و آزادی های اساسی.
• توانمند ساختن زنان در محیط کار.
• ممنوعیت خشونت و آزار در محیط کار.
• افزایش حمایت از سلامت جسمی و روحی.

خشونت مبتنی بر تفاوت جنسی در محیط کار و آزارهای جنسی به طور کلی باعث افزایش خطرات مربوطه به سلامتی زنان کارمند و کارگر می شود و درخصوص زنان مبتلا به اچ ای وی این قبیل خشونت ها ضمن آسیب روحی به این زنان می تواند امکان گسترش ابتلا به ایدز را افزایش دهد به ویژه درخصوص زنانی که در شرکتهای خصوصی کار می کنند و از حمایت های اجتماعی محروم هستند.
زنانی که بیشتر از همه در معرض این گونه خشونت ها قرار دارند عبارت اند از :

1- زنانی که در شرکتهای غیر دولتی فعالیت می کنند.

2- زنانی که کارگران خانگی هستند.

3- زنان مهاجر. این مورد بیشتر در مورد زنانی صدق می کند که از کشورهای جهان سوم به کشورهای پیشرفته مهاجرت می کنند و در آنجا مشغول کار می شوند. زنانی که به عنوان کارگر در خانه ها فعالیت می کنند از همه بیشتر در خطر این قبیل خشونت ها قرار دارند زیرا محل کار آنها خانه ی شخصی افراد است و حتی ممکن است توسط صاحب کار خود در محیط کار حس شوند.

زنان کوچنده مبتلا نیز درصد بالایی از ریسک این خشونت ها را به خود اختصاص می دهند چون این زنان معمولاً از حمایتهای کمتر اجتماعی و بهداشتی برخوردار هستند و غالباً به صورت غیر رسمی و غیر قانونی وارد کشورهای دیگر شده اند.

سازمان بین المللی کار اصول راهنمای خود را در جهت کمک به ای قبیل زنان تدوین می کند و از دولت های عضو می خواهد تا در جهت جلوگیری از این گونه خشونت ها اقدامات لازم را انجام دهند و ضمن قانون گذاری کافی و نظارت بر آن در صورت وقوع چنین حوادثی نقض کنندگان را مجازات نماید.

امروزه 37 میلیون بزرگسال در دنیا دچار اچ ای وی مثبت هستند و تعداد این افراد روزانه در حال افزایش است. خوشایند نیست اما تعداد افرادی که در جهان با بیماری ایدز زندگی می کنند در جهان بسیار بالاست و سالانه 2 تا 3 میلیون نفر به دلیل این بیماری کشته می شوند و برآوردهای اخیر نشان می دهد که زنان مبتلا در این میان بیشترین درصد را به خود اختصاص می دهند و تعداد زیادی از آنها نیز در سن جوانی قرار دارند بیماری اچ ای وی مثبت در زنان و تاثیرات آن ها چارچوب خانواده را تخت تاثیر قرار می دهد و هم بر جامعه و اقتصاد آن تاثیر منفی خواهد گذاشت.
 
دلیل آن هم این است که بسیاری از زنان به دلیل بیماری نمی توانند کار کنند و از طرفی به دلیل داشتن بیماری امکان داشتن فرزند سالم برای آنها وجود ندارد و یا اگر فرزند آنها سالم باشد توجه و مراقبت کافی شامل حال آن فرزند نخواهد شد. همچنین بسیاری از این زنان علاوه بر مشکلات جسمی و روحیشان به دلیل اینکه نمی توانند کار کنند مشکلات معیشتی فراوانی دارند و علاوه بر آن هزینه های درمانی هنگفتی هم باید بپردازند و از طرفی تمام این مشکلات سبب می شود که غالباً نتوانند به تحصیلاتشان در هر مقطعی هستند ادامه دهند پایین بودن تحصیلاتشان خیلی کمتر از سایرین فرصت های شغلی مناسب دارند. به طور کلی باید گفت که ایدز برای این زنان غالباً منجر به فقر خواهد شد.


گفتار چهارم : اقدامات پیشگیرانه از مرگ زودرس زنان مبتلا

به دلیل کمبود اقداماتی موثر در جهت حمایت از زنان مبتلا بسیاری از آنان کنار گذاشته می شوند و در انزوا و فقر می میرند اما راه کارهای بسیار زیادی در جهت جلوگیری از ابتلا و کمک به زنان مبتلا در جهت بهبود کیفیت زندگیشان وجود دارد که به سیاست گذاری های درست و عملی نیازمند است.
 
راهکارهایی از قبیل افزایش دسترسی زنان به منابع اقتصادی و ایجاد مشاغل مناسب برای آنها ، از بین بردن فقر در زنان در کاهش میزان وابستگی آنها به مردان و افزایش میزان سواد و آگاهی در زنان و ایجاد قوانین در جهت حمایت از زنان مبتلا بسیار ضروری است.
 
به واقع باید تلاش شود که زنان مبتلا و حمایت از آنها جزو استراتژی ها و برنامه های اصلی دولتها در جهان قرار گیرد و قوانینی در سطح بین المللی ایجاد شود که حقوق زنان در وهله ی اول و در گام بعدی حقوق زنان مبتلا را به شکل صحیحی احیاء نماید و باعث کاهش خشونت ها و سو استفاده از این زنان به هر طریقی شود.

باید گفت ایجاد مواد قانونی که فقط در سطح شعار باقی نماند و در واقعیت هم به آن عمل شود و یک نهاد نظارت هم برای آن وجود داشته باشد و دارای ضمانت اجراهای خاص خود نیز باشد می تواند در بازده ی زمانی طولانی فرهنگ جوامع را نسبت به این بیماری در زنان مبتلا شکل دهی نماید و جلوی انگ و تبعیض ناشی از ایدز را بگیرد.

در حقیقت ایجاد قوانینی در سطح جهانی بهترین راهکار در مواجهه باید اپیدمی ایدز و بهبود زندگی زنان مبتلا خواهد بود از طرف دیگر افزایش سطح سواد زنان و دختران علاوه بر اینکه می تواند امکان ابتلا را در آنها کاهش دهد در صورت ابتلا هم شرایط مساعدتری نسبت به زنان مبتلا با سطح سواد پایین تر برای آنها ایجاد می کند زیرا پیدا کردن یک شغل مناسب و تبع آن دسترسی به قدرت اقتصادی را بر آنها امکان پذیرتر خواهد کرد.

از طرفی وابستگی آنها را به مردان و خانواده ها کاهش می دهد و سبب می شود که آنها برای امرار معاش و هزینه های درمان خود و گاهاً فرزندانشان به صورت کاملاً مستقل عمل کنند و مجبور به تن دادن به هر کاری بر خلاف خواسته ی خود نباشند و از طرف دیگر افزایش قدرت زنان در محیط کار می تواند شرایط بهتری برای زندگی این زنان فراهم کند از بین بردن تبعیض های ناشی از بیماری ایدز می تواند قدرت اقتصادی و اجتماعی زنان مبتلا را افزایش دهد و از نظر روحی و روانی نیز احساس بهتری به آنها تزریق کند.

کاهش خشونت و فشار در محیط کار بر زنان مبتلا می تواند باعث افزایش کیفیت سطح زندگی آنها شود و مهارت های زندگی و انگیزه های جدید به آنها منتقل کند و سبب می شود که آنها کنترل بیش تری بر زندگی خود داشته باشند.


گفتار پنجم : حقوق یک زن مبتلا به اچ ای وی

از آنچه به واقع باید وجود داشته باشد حمایت از حقوق زنان مبتلا به اچ ای وی است، نباید به هیچ گونه تبعیضی اجازه داده شود ضمن اینکه از حقوق مربوط به حریم شخصی این زنان حمایت شود و هیچ قانونی نباید زنان را مجبور به انجام تست اچ ای وی کند؛ زنانی که مبتلا هستند خود موظفند که به شریک خود اطلاع دهند و درجهت جلوگیری از انتقال، اقدامات لازم را انجام دهند. زنان مبتلا باید از تمام حقوق اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، رفاهی و ... که سایر شهروندان از آن بهره مند هستند استفاده کنند. حقوقی از قبیل:

1- عدم تبعیض علیه این زنان.
2- حق برخورداری از شیوه های درمانی و مراقبتهای مربوط به بیماری و خدمات رفاهی.
3- کودکان زنان مبتلا باید بتوانند بدون وجود هیچگونه تمایزی به مدرسه بروند.
4- هیچ زنی بدلیل مبتلا بودن به اچ ای وی نباید از شغل خود اخراج شود.
5- هیچ زنی را نباید در زمان استخدام و یا درطول خدمت مجبور به انجام تست اچ ای وی کرد.
6- درصورت انجام تست جواب آن نباید باطلاع هرکسی بدون رضایت زن مبتلا برسد.
7- زنان باردار مبتلا باید این حق را داشته باشند تا درخصوص ختم بارداری و یا ادامه دادن آن و متولد کردن فرزندانشان تصمیم بگیرند.
حقوق بدوی یک زن مبتلا به اچ ای وی

زنان مبتلا به اچ ای وی باید دارای حقوق اولیه یکسان با سایر افراد باشند:

این زنان نباید در زندان، بیمارستان و یا هرکجای دیگر از سایرین جداشده، زندانی شده و یا درحالت قرنطینه زندگی کنند.

زنان مبتلا به اچ ای وی باید حق تصمیم گیری درخصوص مسائلی که مربوط به ازدواج و تولد فرزندانشان داشته باشند البته باید نتایج چنین تصمیم گیری هایی و شرایط زندگی با آن باطلاع آنها برسد.

همانطور که گفته شد هیچ زنی را نباید بدون رضایت قبلی وادار به انجام تست اچ ای وی کرد اما در جایی که انجام تست بدلیل تحقیقات است و یا درجایی که آزمایش خون بدلیل این انجام می شود که فرد اهدا کننده خود بوده ازنظر قانونی این اطلاعات باید کاملاً محرمانه باقی بماند.

درحالتی که انجام تست اچ ای وی ضرورت دارد مثلاً در شرایط اضطراری که خطر ابتلا برای شخص دیگر وجود دارد انجام تست اچ ای وی باید بعد از اطلاع به شخص مبتلا و توضیح شرایط برای وی باشد البته در جایی که شرایط اضطراری است و امکان ابتلا برای دیگری وجود دارد انتظار می رود خود زن مبتلا آن فرد را در جریان بیماری خود قرار دهد.

امنیت شخصی زنان مبتلا باید درخصوص بیماری و مسائل مربوط به سلامت آنها حفظ شود.

زنان مبتلا باید دارای حقوق برابر در زمینه خوراک، پوشاک، مسکن، امنیت اجتماعی و خدمات رفاهی بعنوان عضوی از جامعه باشند.

شرکتهای بیمه حق ندارند زنان مبتلا را بدلیل اچ ای وی مثبت بودنشان از پوشش بیمه ای محروم سازند.

زنان مبتلا حق دارند تا از اطلاعات کامل و جامع درخصوص بیماری خود و روند درمانی آن برخوردار شوند.


حقوق اولیه زنان مبتلا در محیط کار

بطور کلی استخدام نباید برپایه اصول تبعیض آمیز باشد و این امر دلیلی است تا بگوییم نمی توان بدلیل اچ ای وی مثبت بودن یک زن از استخدام او صرفنظر کرد.

در دوران خدمت سیاستهای محیط کار نباید به گونه ای باشد که منجر به تبعیضهای ناشی از ابتلای یک زن به بیماری ایدز باشد.

زنان مبتلا باید از امکانات موجود مانند سایر همکاران خود استفاده کنند خدماتی ازقبیل دریافت وام، مرخصی استعلاجی، مرخصی استحقاقی و غیره و درآمد آنها نیز باید برابر با همکاران همسان غیرمبتلای خود باشد.

سازمانهای استخدام کننده حق ندارند زنان را به انجام تست اچ ای وی مجبور کنند مگر اینکه ثابت شود که انجام این تست برای تصدی به آن شغل ضروری است مثلاً مشاغلی مثل پزشکی و یا پرستای و یا شغلهایی از این قبیل که در آن سلامت جسمانی متصدی امری حیاتی تلقی می شود.

یکی از مهمترین راهکارهای کمک به زنان مبتلا ایجاد و شناخت حقوق اساسی و بنیادین آنهاست که این امر در وهلة اول نیازمند باور خود زنان مبتلاست اینکه آنها به واقع از نقض در برابر نقض حقوق اساسی شان ایستادگی کنند و از حق خود تا جایی که توان دارند دفاع کنند و سعی کنند با تشکیل کمپین ها و نهادها و مؤسسه ها از خود در گام اول و یکدیگر در گام بعدی حمایت کنند.
 
این واقعیت که زنان مبتلا به اچ ای وی  در جوامع مورد تبعیض واقع می شوند امر بدیهی است اما آنها باید باور کنند که ضعیف نیستند و خودشان و فرزندانشان دارای حقوق برابر با سایر افراد هستند.

مشکلاتی از قبیل اینکه این زنان نمی توانند بخوبی از پروسة درمان استفاده کنند و یا حریم شخصی آنها بدلیل اینکه دچار بیماری ایدز هستند مورد تعرض قرار می گیرد و یا اینکه فرزندانشان نمی توانند به مدرسه بروند و... ازجمله مشکلات متعدد این زنان می باشد اما باید گفت که با وجود تمام مشکلات این زنان باید تلاش شود تا تمام آنها را به پایان رساند دو دسته از حقوق این زنان در اولویت بر سایر حقوق قرار دارند:


* حق برداشتن شغل:

داشتن اچ ای وی مستلزم پایان بخشیدن به زندگی شغلی نیست اما این زنان باید از حقوق خود در محیط کار مطلع باشند لازم نیست که تمام افراد در محیط کارشان از بیماری آنها آگاه باشند چون روابط کاری و مادی باعث انتقال بیماری نمی شود تنها نباید رفتارهای پرخطری ازخود نشان دهند البته گاهی برحسب شرایطی لازم است بدلایلی اطلاعاتی درخصوص بیماری خود را به افراد در محیط کار خود بدهند و این امر می تواند برای فرد مبتلا بهتر باشد برای مثال به وی اجازه داده می شود تا بتواند فرآیند درمان خود را بدرستی پیش ببرد.

بیماران باید زمان بندی کاری درستی داشته باشند و در زمانی غیر از ساعات کاری خود با دکتر ملاقات داشته باشند. زمانیکه همکاران یک بیمار از مریضی وی آگاه باشند قاعدتاً بیش از همیشه به وی کمک خواهند کرد این درحالی است که اگر همکاران اطلاعی از بیماری وی نداشته باشند لازم نیست که با او انعطاف پذیر از سایرین برخورد کنند اما درصورتیکه این زنان بیماری خود را در محیط کار خود مطرح کنند کاملاً لازم است این اطلاعات محرمانه باقی بماند و جدا از اطلاعات شخصی نگهداری شود و تنها بدلایل خاصی آشکار شود. زنان نباید بدلیل داشتن اچ ای وی از کار خود اخراج شوند و باید نیازهای اولیة آنها در محل کار تأمین شود در بیشتر کشورها قوانین مدنی وجود دارد که از اشخاص بیمار یا معلول حمایت می کند. بنابراین این زنان هم که جزو بیماران تلقی می شوند باید از تمام خدمات اجتماعی مربوط به شغل خود بهره مند شوند.


* حریم شخصی و حفظ امنیت شخصی:

وضعیت اچ ای وی مثبت یک فرد مبتلا مثل تمام مسایل مربوط به سلامتی باید محرمانه باقی بماند اگرچه تحت شرایطی این اطلاعات می تواند آشکار شود مثلاً در برخی از کشورها قانونی وجود دارد که طبق ان باید به شریک جنسی فرد مبتلا درخصوص بیماری او اطلاع داده شود و همچنین درصورتیکه فرد مبتلا به زندان بیافتد شرایط اچ ای وی او به زندان گزارش می شود.

بعضی از دولتها هم لازم می دانند که اچ ای وی مثبت بودن فرد در تاریخچه پزشکی او ثبت شود تا اگر برحسب تصادف دکتر دیگری مجبور به معالجه او تحت شرایطی شد از آن اطلاع یابد. غیر از این استثنائات این اطلاعات درخصوص بیماری فرد مبتلا چه توسط دکتر او و چه توسط محیط کار باید خصوصی باقی بماند و هیچکس دیگر نباید به آن دسترسی یابد.

در آخر لازم است که گفته شود با تمام پیشرفتهای صورت گرفته و باوجود قوانین مختلف از کشورهای مختلف و قواعد بین المللی هنوز هم زنان مبتلا به اچ ای وی که با این بیماری زندگی می کنند همیشه در معرض تبعیض و نابرابری و انگ ناشی از ایدز هستند و از روند درمانی مناسب نیز برخوردار نیستند. آنها همواره نیازمند رفع تبعیضهای اجتماعی و برخورداری از درمان مناسب و کسب اطلاعات کافی در زمینه بیماری خود هستند. آنها باید بتوانند در جامعه حضور یابند و مثل تمامی افراد جامعه به منابع اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و رفاهی دسترسی داشته باشند و باید از آنها در برابر مشکلات و شرایط خاصشان حمایت شود.


نتیجه گیری و پیشنهاد:

تبعیض جنسیتی بر چگونگی گسترش ایدز  تأثیرگذار است و می تواند باعث افزایش میزان ابتلا شود و توانایی زنان را در مواجهه با اپیدمی کاهش می دهد، چون زنان بیشتر در معرض تجاوزهای جنسی و خشونت قرار دارند و حقوق زنان بیشتر از مردان مورد تعرض و تهدید قرار می گیرد بسیار بیشتر از مردان در معرض ابتلا و آثار مخرب بیماری قرار دارند، همچنین شواهد نشان می دهد که ازدواج به تنهایی می تواند یک عامل خطرآفرین باشد، بسیاری از زنانی که با ایدز زندگی می کنند با نگ و تبعیض روبرو هستند و حقوق عادی آنها بشدت نقض می شود.

لازم به یادآوری است که زنان مبتلا در معرض تبعیضهای مربوط به مالکیت قرار دارند و در بیشتر مواقع بدلیل عدم دسترسی به دادگاه و یا ترس به دادگاه مراجعه نمی کنند و نمی توانند حقوق خود را استیفا کنند، از طرفی زنان مبتلا غالباً از امکان ادامة تحصیل و استخدام کمتری برخوردار هستند.


پیشنهادات

آنچه که باید برای حمایت از این زنان انجام گردد و آنچه این زنان واقعا به آن نیاز دارند اینست که فرهنگ جوامع با معضل ایدز و زنان مبتلا همسو شود و درک درستی نسبت به بیماری و بیماران ایجاد شود.

همچنین نیاز به استراتژی های حمایتی وجود دارد که ازطریق آن میزان خشونت و جرم علیه زنان کاهش داده شود و حقوق زنان مبتلا را مانند تمام شهروندان حفاظت نماید و به آنها توانایی تصمیم گیری برای آینده و زندگیشان بدهد.

شاید یکی از مهمترین استراتژی های حفاظتی، بالابردن قدرت زنان مبتلا و تضمین حقوق آنها باشد در این حالت است که آنها خودشان می توانند از ابتلا جلوگیری کنند و یا درصورت ابتلا با انگ و تبعیض مقابله نمایند و به شرایط رفتاری، درمانی و حمایتی بهتری دسترسی داشته باشند.

این قبیل استراتژیها می تواند صدای زنان مبتلا را بخوبی منعکس کند و باعث افزایش مشارکت آنها در تمامی تصمیمات و اقدامات مربوط به اپیدمی شود، باید بدنبال راهکارهایی بود که علاوه بر حفاظت از حقوق زنان مبتلا از اعمال خشونتعلیه این زنان چه در محیط خانه و چه در جامعه جلوگیری کند و حق انتخاب آنها را افزایش دهد و تا حدود زیادی باعث استقلال زنان بویژه در بعد اقتصادی شود به گونه ای که آنها دغدغه ای درخصوص رفع نیازهای اولیة زندگی خود و هزینه های درمانی نداشته باشند و مهمترین ویژگی این راهکار باید اثربخشی و ایجاد تغییر در فرهنگ جامعه باشد به گونه ای که جامعه با یک زن بیمار بی هیچ هنگ و پیش داوری و بدبینی برخورد نماید اگرچه در این خصوص یعنی نهادینه شدن عیب نشماردن بیماری ایدز در بافت فرهنگی جامعه نیازمند یک پروسه زمانی به نسبت طولانی خواهد بود.

در آخر لازم بذکر است که تمام آنچه باید انجام شود می بایست به طریقی باشد که زندگی را در تمامی ابعاد آن برای زنان مبتلا که خود بخود درگیر آثار مخرب جسمی و روحی بیماری هستند آسانتر گرداند تا از تمامی پیامدهای منفی بیماری از مرگهای زودرس و خودکشیهای ناشی از افسردگی گرفته تا سرخوردگی و قرنطینه و طرد از اجتماعی و سایر آثار زیانبار و غیر انسانی از این دست جلوگیری نماید.

                                                                                                                                           سها سپانلو
                                                                                                                            کارشناس ارشد حقوق بین الملل

 
امتیاز دهی
 
 

تعداد بازديد اين صفحه: 139









 
کلیه حقوق این سایت متعلق به وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران میباشد.
استفاده از اطلاعات این سایت با ذکر منبع بلامانع است.
Best View in 1024x768