شنبه 18 مرداد 1399   17:13:28

 
سه‌شنبه 15 فروردين 1396

نقش زنان در کیفی سازی مدیریت

نیاز حضور زنان در جامعه امروز بیش از هر زمان دیگر احساس می شود. رسالت مسئولیتهای اجتماعی یکی از مواردی است که در مجامع بین المللی نیز به آن تکیه شده است و نظام شکل گیری تشکهای مربوط به فعالیت زنان در این راستا شکل گرفته است.

در این جهت و با تلاش مستمر و پیگیر انجام شده و پس از موفقیت تشکیل مجموعه ای با نام شورای بانوان بازرگان در اتاق تهران و به تبع آن اتاقهای کشور، رسالت توسعه این تفکر با نام کانون زنان بازرگان ایران در سال 1389 و بدنبال آن ایجاد 16 شعبه کانون استانی در اتاقهای کشور تا این زمان باعث گردید که این تشکل با قدرت آموزشی وتوانمند سازی زنان مشغول به فعالیت در سطح ملی و بین المللی گردد.

شاید یکی از مهمترین معیارها برای درجه توسعه یافتگی یک کشور، میزان اهمیت و اعتباری است که زنان در آن کشور دارا هستند. هرچه حضور فعال زنان در اداره امور اجتماع بیشتر باشد که کشور توسعه یافته تر است. بدیهی است منظور از حضور، حضور واقعی و مؤثر است و نه حضوری صوری و سمبولیک. تا زمانیکه زنان توانایی پیشرفت، ازطریق ارتقای توانمندی های خود را بدست نیاورند، حقوق آنها در معرض تعرض بوده و همواره موقعیت اجتماعی آنان درخطر خواهد بود.

قدرت گرفتن زنان در کشورهای مختلف جهان، این روزها رشد چشمگیری یافته است؛ بطوریکه در بسیاری از جوامع زنان در پستهای کلان کشور عهده دار وظیفه هستند. در آلمان، شیلی، فیلیپین، بنگلادش، لیبریا و ...  شاهد هستیم که زنان رهبری و هدایت کشورشان را برعهده دارند.

در سال 2006  میلادی، شاید بیش از هر زمان دیگری، زنان به ریاست جمهوری رسیدند یا شخص اول کشورهایشان شدند. اولین رییس جمهور شیلی، اولین رییس جمهور زن برگزیده افریقا، اولین صدراعظم آلمان و ... و درحال حاضر هم اولین نخست وزیر زن در هندوستان است.

تعداد بسیار کمی از زنان پست مدیریتی دارند بطور میانگین از هر 3 مدیر مرد 1 مدیر زن وجود دارد. پدیده عدم توفیق زنان در دستیابی به سطوح عالی مدیریت را در اصطلاح سقف شیشه ای می گویند. این اصطلاح در سال 1990 برای اشاره به تعداد اندک زنان و اقلیتها در اداره سازمانهای بخش دولتی و خصوصی بکار رفت. گاهی نیز برای اشاره به شکاف عمیق دستمزد در سطوح بالای توزیع درآمدها بکار رفته است. به این معنا که کارکنان زن در گروههای بالای درآمدی، در مقایسه با همردیفان مرد خود دریافتی کمتری دارند.

سقف شیشه ای بیان می کند که زنان و اقلیتها در دستیابی به سطوح بالای سلسله مراتب شکست می خورند. آنها به پستهای عالی در سازمان نزدیک می شوند، اما به ندرت آن را به چنگ می آورند. این سرخوردگی باعث می شود که تصور کنند یک سقف شیشه ای وجود دارد، یعنی موانعی تبعیض آمیز، در راه تلاش خود برای دستیابی به سطوح عالی مدیریتی در سازمانها مشاهده می کنند.

مطالعات نشان داده که یک سوم زنان شاغل در پستهای منشی گری، یک چهارم در حوزه های مراقبت های بهداشتی، آموزشی و تولیدات مواد غذایی هستند. حتی در این شغل ها نیز زنان پستهای کلیدی را در ارتباط با شغلشان ندارند؛ بعنوان مثال: در مدارس زنان تدریس می کنند ولی مردان سازماندهی، طرح ریزیة هدایت و کنترل را انجام می دهند. عمده ترین مانع برای زنانی که مایلند به پستهای مدیریتی برسند، وجود محدودیتهایی است که ازسوی جامعه، خانواده و خود زنان بر آنها تحمیل می شود.

در واقع برپایه پژوهشها، زنان پس از ورود به سازمانها همگام با مردان شروع به رشد و بالندگی می کنند و سطوح گوناگون سازمان را پشت سر می گذارند امام هرچه زنان به سطوح بالاتر سازمانی می رسند سرعت رشد و ارتقاء آنها کاهش می یابد تا جایی که عوامل نادیدنی را سقف شیشه ای می نامند.

این اصطلاح به روشنی، جایی را در سازمان نشان می دهد که هیچ دلیل روشنی نیست که زنان نتوانند به آنجا دست یابند ولی در واقعیت، دستیابی زنان به آنجا ممکن نیست.

زنان شایسته و توانمند، با نگاه کردن به سطوح بالای سازمان ازمیان این سقف شیشه ای جایگاههایی را می بینند که شایستگی رسیدن به آنها را دارند، ولی بخاطر سدهای نادیدنی، توانایی شکستن این سقف شیشه ای را ندارند.

1- حاکمیت و غالب بودن تفکر مردانه در انتخاب مدیران و برنامه ریزان در سطح کلان.

2- عدم باور جامعه به توانایی زنان در اداره امور در صحنه های مدیریتی، سیاستگذاری و برنامه ریزی در سطح کلان (عامل فرهنگی)

3- نبود امکان استفاده از فرصتهای شغلی برابر در مقایسه با مردان در تصدی پستها و مشاغل رده بالای سازمانی (عامل اجتماعی)

4- ساختار مردانه عرصه های مدیریتی و سیاستگذاری و برنامه ریزی و نبود انعطاف آن با نقشهای مختلف زنان (عامل اجتماعی)

5- حاکمیت تفکر سنتی مرد سالاری در در جامعه (عامل فرهنگی)

6- ضرورت ندیدن استفاده از زنان در مشاغل بالای مدیریتی (عامل فرهنگی)

7- تجربه کمتر زنان نسبت به مردان در این عرصه.

8- اعتماد پایین تر از زنان نسبت به مردان در این عرصه.

9- مسئولیتها و محدودیتهای خانوادگی.

این موارد ازجمله مواردی هستند که در کمرنگ شدن نقش بانوان در عرصه فعالیتهای مدیریتی و پستهای بالا نقش بسزایی دارند.

مدارک فراوانی وجود دارد که نشان می دهد زنان مدیر، بهتر می توانند افراد را مورد ارزیابی قرار داده، احساسات و خشم خود را نسبت به دیگران کنترل کنند و خویشتن دار باشند. این در حالی است که تمام این ویژگی ها درست همان خصوصیتهایی است که برای اداره شرکتها در دنیای مدرن لازم است.

مطالعات نشان می دهد، روش راهبری و مدیریت زنان و مردان، هردو در جای خود می تواند بسیار کارا و مؤثر باشد، اما هنگامی که درکنار هم مقایسه شوند، زنان بالاتر از مردان قرار می گیرند.

بطور کلی مدیران زن تمایل بیشتری دارند تا نظرات افراد دیگر را نیز جویا شوند و حد وسط را نگهدارند و با دیگران به توافق برسند، اما مردان اینطور فکر می کنند که اگر نظرات و توصیه های دیگران را جویا شوند و گاهاً در این شرایط مدیران زن ممکن است بعنوان یک مدیر نامطمئن و مدیری که برای سوالات خود جوابی ندارد، جلوه کنند.

زنان در تنظیم امور گروهی و کارکنان بهتر از مردان هماهنگی های لازم را می نمایند و رفتار آنان به نوعی است که نشان دهنده صداقت بیشتری در کار بوده و از مردان در ارتباط با کارکنان و زیر دستان خود می باشند.

مدیران زن در واکنش نشان دادن به درخواستهای کمک، بهتر و سریعتر عمل می نمایند.

زنان معمولاً دارای تحمل بیشتری از این دیدگاه می باشند که جامعه تشکیل شده از افراد متفاوت است و زنان قدرت بیشتری از مردان در پذیرش این تفاوتها دارند.

زنان در تشخیص مشکلات و حرکت درجهت حمل آنان بسیار سریعتر و صحیح تر از مردان عمل می نمایند.

تحمل زنان در برابر تغییرات، بیشتر بوده و لذا در مدیریت تغییرات و تحولات، مهارت بیشتری دارند.

ازطرفی دیگر مردان در مقایسه با زنان سرعت عمل بیشتری در تصمیم گیری دارند و تمرین در مدیریت مردان ارتباطات جهت دار و هدفمند یا تنظیم امور گروهی بطور موقتی برای رسیدن به اهداف کوتاه مدت، ماهرتر هستند.

زنان در ارتباطات کاری بهتر عمل می کنند و در مهارتهای شخصی نسبت به مردان، برتری دارند.

طبق برآوردها و برریسهای انجام شده و از نتایج اخذ شده چنین استنباط می گردد که: در حقیقت به نفع شرکتهاست که زنان بیشتری را در هیئت مدیره خود استخدام کنند، زیرا تنوع بیشتر به مفهوم وجود دیدگاهها و نگرشهای وسیعتر و تصمیم گیری های بهتر است.

امروزه توانمند سازی زنان و مشارکت کامل آنان برپایه برابری، در همه زمینه ها ازجمله فرآیند تصمیم گیری و مدیریت جامعه یکی از پیش نیازهای توسعه پایدار می باشد که کشور ما نیز بدان نیازمند است.

از سوی دیگر کسب مشاغل مدیریتی توسط زنان علاوه بر آنکه زنان را در مقابله با تبعیضاتی چون معیارهای استخدامی نابرابر، دستمزدهای نابرابر، فرصتهای آموزشی حرفه ای نابرابر، دسترسی نابرابر به منابع تولیدی و امکانات نابرابر در ارتقای شغلی تواناتر می کند، سبب بالارفتن اعتماد به نقس، کسب یک هویت مستقل و بهبود وضعیت و رشد اجتماعی آنان می شود که کل جامعه از آن منتفع خواهد شد.

توانایی زنان در کسب مهارتهای سنگین یا کارهای فنی علاوه بر داشتن ارتباطات بهتر و مهارتهای روابط عمومی بهتر، زنان اخیراً به سطوح بالایی از فعالیت در مشاغل مردانه یا کارهای سخت دست یافته اند. بسیاری از کارگران زن این مهارتها را دارند اما کارفرمایان مرد، آنها را نادیده می گیرند.

تداوم و شتاب توسعه هنگامی رخ خواهد داد که زن و مرد دوشادوش یکدیگر مسئولیت توسعه را برعهده گیرند.

1- ایجاد فرصتهای لازم برای تأسیس انجمنها، مؤسسه ها، سازمانها و بطور کلی مراکز تجمع زنانه برای آگاهی از کم و کیف توانایی های بالفعل و بالقوه خود.

2- برگزاری دوره های آموزشی توسط همین انجمنها و تشکلهای زنانه برای آشنا کردن زنان با حقوق خود و فراهم نمودن زمینه های خودباوری و آگاهی از قابلیتها و توانایی های فردی و این موضوع که وضعیت فعلی مطلوب نیست و زنان برای رسیدن به وضعیت مناسبتر باید هرچه بیشتر متشکل شوند.

3- تلاش برای ترغیب زنان در بکارگیری قدرت اقتصای خود بعنوان کارکنان بخشهای عمومی و خصوصی و بعنوان افراد صاحب رأی. آنان ازطریق استفاده از حق رأی خود می توانند زنان بیشتری را وارد جامعه و زندگی عمومی کنند و با ایجاد تشکلها نقشی مؤثرتر در برنامه ریزی های رسمی داشته باشند.

4- برگزاری سمینارها و تشکیل کارگاههای آموزشی برای آشنا شدن مدیران، سیاست گذاران و تصمیم گیران با مقوله جنسیتی و فواید حضور مؤثرتر زنان در رده های بالای تصمیم گیری.

5- تشویق و ترغیب مدیرانی که از زنان در سطوح بالای سازمانی استفاده می کنند و امکان به اثبات رسانیدن لیاقت آنان با دادن فرصتهایی که فراهم می آورند و معرفی زنان برتر و مقایسه عملکرد آنان با مردان هم پایه آنان.

6- تلاش در جهت تنظیم کتب درسی متناسب با مسایل زنان بویژه در مباحث اشتغال، مدیریت زنان و غیره.

7- اتخاذ نگاهی علمی و کارشناسانه تر در رسانه های عمومی کشور درخصوص بحث زنان در رسانه و جامعه.

8- نظارت و ارزیابی پیشرفت زنان ازطریق ایجاد بانکهای اطلاعات و تحلیل مقایسه ای دسترسی زنان و مردان به مشاغل در تمام سطوح.

9- درنهایت، تلاش درجهت افزایش آگاهی عمومی نسبت به این موضوع که ورود بیشتر زنان به عرصه های مختلف بویژه حوزه مدیریتی کشور، نه یک ژست بلکه ضرورتی است که نه تنها زنان، بلکه کل جامعه از آن منتفع خواهد شد.

از بررسی های انجام شده می توان چنین نتیجه گیری کرد که:

اکنون زنان در بسیاری از موقعیتهای اجتماعی حضور دارند. هرجا که زنان حضور ندارند، عدم حضورشان بخاطر ناتوانایی ها یا بی علاقگی آنها نیست، بلکه برای آن است که به عمد کوشش شده تا آنها را از صحنه بیرون برانند.

زنان در هرجا که حضور دارند، نقشهایی ایفا کرده اند که با برداشت همگانی از آنها برای مثال بعنوان کدبانوها و مادران غیرفعال، بسیار تفاوت دارند.

باوجود حضور مثبت و روز افزون زنان در جامعه، متأسفانه جایگاه زنان در جامعه هنوز در امتداد همان وظایفی است که جامعه مرد سالار به زن تفویض کرده است.

از آنجایی که نابرابری های شرایط میان زنان و مردان در همه عرصه های مختلف جامعه قابل رؤیت است و باتوجه به این که امروزه موفقیت و پیشرفت هرجامعه ای در گرو استفاده از تخصصهای موجود در آنست (چه این تخصص ها در دست زنانو چه در دست مردان باشد) پس اتخاذ تدابیر علمی و برنامه ریزی های لازم و مقتضی و تسهیل شرایط ورود برای حضور و بقای زنان در اجتمع باید درنظر گرفته شود و گروههای مصلح، باید موضع گیری مناسبتری نسبت به حضور زنان در جامعه بعنهوان نیمی از جمعیت آن درنظر یگیرند و این میسر نمی شود مگر آنکه همگان ابتدا به این باور برسند که راه توسعه بدون توجه به نقش زنان پیموده نخواهد شد.

                                                                                                                                                                سیده فاطمه مقیمی

 
امتیاز دهی
 
 

تعداد بازديد اين صفحه: 296









 
کلیه حقوق این سایت متعلق به وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران میباشد.
استفاده از اطلاعات این سایت با ذکر منبع بلامانع است.
Best View in 1024x768