شنبه 18 مرداد 1399   17:11:04

 
شنبه 29 فروردين 1394
واکاوی حجاب درجامعه امروز


حجاب الگویی است که بیانگرباورهای درونی انسان است.ضمن این که بر اساس قرآن وفقه حدود و چهارچوب اصلی آن مشخص و معلوم است اما شکل آن متناسب با شرایط جغرافیایی و زمانی با دامنه ای متنوع قابل تغییر می باشد.

حجاب ازآن جهت که تکلیفی شرعی و واجب است، همچون سایرتکالیف، انسان درپذیرش آن مختاراست و در بعد ارزشی نیز علیرغم اینکه بعنوان یک ارزش اخلاقی مطرح است مانند همه افعال اخلاقی صلاح اینست که زمینه پذیرش این خیر درجامعه ایجاد شود تا مردم به سوی آن و دیگرامور مطلوب گرایش پیدا کنند. حجاب دربرخی جوامع اسلامی بصورت توصیه برای پوشش مطلوب پذیرفته شده است.

اما درنظام محترم جمهوری اسلامی بنا به مصالح ملی به عنوان قانون مطرح و بخشی از یک هنجاراجتماعی تلقی می شود. لذا زنان و مردان ملزم به پذیرش آن هستند. اما همه قوانین وروشی که برای نهادینه کردن آنها درنظر گرفته می شود، باید حیطه و شرایط مشخصی داشته و هماهنگ وهمگون بافطرت انسان و مناسب با عصر و زمان خود باشد از یکسو فطرت انسان روش های توهین آمیز و قهری را نمی پذیرد.
 
کما این که در اوایل انقلاب برای پذیرش حجاب ، روشهای تحمیلی وآمرانه بکارنمی رفت و درعصر پیامبر هم هیچ تحکم و اقتداری در عمل در شکل و الگوی حجاب بکارگرفته نشد، مضاعفا این که به شکل خاصی از حجاب از قبیل چادر،مقتعه و ... بویژه با رنگ تیره ، تاکید وجوبی نگردید. بلکه اسلام بر مبنای آیات قرآن خواهان پوششی بودکه حافظ حریم وجودی و امنیت زن باشد و مانع آزار و اذیت او شود.
 
در حال حاضر نوع پوشش میتواند متناسب با جوامع وموقعیت های شغلی، بدون تخطی از مرزهای شرعی تعیین شود. از طرفی زنان مسلمان ایرانی ، امروز در بخش های مختلف جامعه فعال هستند و نوع فعالیت آنان در حوزه صنعت ، امور پزشکی ، تدریس ، فرهنگ و امور کشاورزی و خدماتی بیانگر تنوع محیطی و لزوما پذیرش تنوع الگوی پوشش مطلوب و مورد تائید جامعه است و نباید با صحه گذاشتن روی یک شکل ، وجدان و شخصیت آنان را زیر سئوال برد در این راستا چنانچه عرصه های با حجابی و بی حجابی درقالب یک مرز مشخص بیان شده و علاوه بر آن درفضاهایی امکان ظهور و بروز دختران و زنان ، بنوعی که بتوانند ابراز وجود کنند و میل به زیبایی آنان اقناع شود، فراهم گردد، در این صورت است که امکان همراهی با مسئولان و اجرای قانون برای گسترش فرهنگ عفاف و حجاب فراهم
می آید.
 
درهمین راستا می توان گفت، بدحجابی کنونی صرفا جنبه تقابلی نداشته و  دارای علل بسیاری است که در زیر به برخی ازمهم ترین آنها اشاره می شود:

1-
 مناسب نبودن بسترفرهنگی و ترویج وتبلیغ الگوی نامناسب پوشش
2- عدم بکارگیری روشهای تبیینی واقناعی ودرمقابل استفاده از روشهای آمرانه وتحکم آمیز
3- عدم وفاق جمعی و اختلاف نظر درارائه الگوی پسندیده و مورد وفاق جمعی
4- نادیده گرفتن ابعاد وجودی زن مسلمان و بسنده کردن صرف به حجاب
5- نگاه تک بعدی به الگوی مطلوب زن مسلمان و ابعاد وجودی او

متاسفانه فضای جامعه برای قشر جوان ما مانند جوانان اوایل انقلاب که فرصت طرح سئوال و تردید ها و گفت وشنود، درفضای انقلاب ودرجامعه ومدارس را داشتند ،فراهم نیست. درواقع بدلیل فضای بسته ای که بتدریج ایجاد شده و نبود فرصت پرسشگری ، ناآگاهی نسبی ازآموزه های اسلامی بوجود آمده است و فضای مجازی هم بشدت تاثیر گذار بوده است.
 
لذا نمی توان گفت بدحجابی صرفاجنبه تقابلی دارد. بلکه متاثر از عوامل مختلف و عمدتاً ناشی از ناآگاهی است و هنوز هم به حد تهدید نرسیده چون بدحجابی زمانی تهدید است که خدا باوری و دین باوری زنان مادچارتردید وتزلزل گردد واز فهم درست دین باز بمانند. رئیس جمهور محترم دراین مقوله تاکیدشان بر عفاف  بجای تاکید مکرر برحجاب است:
"به نظر من عفیف بودن چیزی فراتر از حجاب داشتن است.تاکید ما باید برعفت باشد.باید ببینیم عفت را چه چیزی تهدید می کند.ب
ه نظر من عفت مردم را فقر اقتصادی و ناتوانی درازدواج، بیشترتهدید می کند تا رعایت حجاب مطابق استانداردهایی که عد های دوست دارند وتعریف کرده اند."

قطعا کمرنگ شدن حجاب خوشایند و شایسته جامعه مانیست اما درشکل دهی والگوی حجاب، ازهمان ابتدا باید بگونه ای با انعطاف حرکت می شد که همراهی جوانان و زنان را میسر می ساخت. وقتی تمام هم وغم ما تاکید بر حجاب زنان درجامعه است و درهمین موردهم اصرار به تعیین رنگ،جنس و شکل پوشش داریم و هرنوع اختیار گزینش را بارعایت موازین شرعی از زنان سلب می کنیم وبا برچسب های ناروا آنان رابه باد انتقاد می گیریم.

حاصل آن یا به تقابلی ناخواسته و انتخاب الگوهای نامناسب یا پذیرش روشهای مزورانه و ریاکارانه که هردو آنها آسیب جدی به شخصیت اصیل زن مسلمان و جامعه اسلامی می زند.
 
درواقع بی توجهی به ابعاد وجودی زن مسلمان و روحیه زیبا شناختی او در بوجود آمدن وضعیت فرهنگی نابهنجارامروز بسیارموثر بوده است. اشاعه یک هنجار اخلاقی متاثر از عوامل متعدد و هماهنگی موزون نهادهای مختلف جامعه است و به همین ترتیب اشاعه رفتار نا بهنجار نیز نتیجه غفلت خانواده ها وناهماهنگی عمومی است.

البته چون رفتار ماهیت فرهنگی و اجتماعی دارد، بخش های مختلف فرهنگی و اجتماعی دراولویت هستند.هرچند سازمان های اقتصادی و سیاسی نیز درایجاد آن سهیم می باشند.

بخش های اقتصادی همیشه به قصد انتفاع از تمام پدیده های اجتماعی و بخش های سیاسی حتی با نگاه ابزاری به زنان در این مسیر پیش رفته و درایجاد این پدیده ها دخیل بوده اند. در این راستا سیاستهای رسانه های عمومی و آموزش و پرورش نیزمانند سایرنهادهای فرهنگی ناکارآمد بوده و از ابزارهای آموزشی و مجموعه متون وابزارهای فرهنگی درست ومتناسب با تحولات روز استفاده نشده است .درکتاب های آموزشی نیزالگوی مناسب وتحسین آمیز برای زنان ارائه نگردیده و درنهایت این که با نگاه یک وجهی به زن مسلمان از پرورش  الگوی مطلوب زنان بازمانده ایم و نتیجه آنست که درحال حاضر می بینیم.

                                                                                                                               فاطه تندگویان
 
امتیاز دهی
 
 

تعداد بازديد اين صفحه: 168









 
کلیه حقوق این سایت متعلق به وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران میباشد.
استفاده از اطلاعات این سایت با ذکر منبع بلامانع است.
Best View in 1024x768