شنبه 18 مرداد 1399   15:45:52

 
شنبه 29 فروردين 1394

زنان و سرمایه اجتماعی 
 
                                                                                                                                                                 
سرمایة اجتماعی با تعریف فوکویاما1 (1378) مجموعة معینی از هنجارها و ارزش‌های غیررسمی است که در میان اعضای گروهی که بین آن‌ها همکاری و تعاون مجاز است، وجود دارد.

پاتنام2 (1380) نیز معتقد است وجوه گوناگون سازمان‌های اجتماعی نظیر اعتماد، هنجار و شبکه‌ها می‌توانند با ایجاد و تسهیل امکانات هماهنگ، کارآیی جامعه را بهبود بخشند.

پس می‌توان گفت سرمایة اجتماعی متشکل از مفاهیمی چون اعتماد، ‌همکاری و همیاری میان اعضای یک گروه یا اجتماع است. جیمزکلمن3
(1377) عوامل زیر را در ساخت سرمایة اجتماعی مؤثر می‌داند:

1. عوامل نهادی مانند قانون، رسم، عرف و عادات مؤثر.
2. عوامل خودجوش، شامل هنجارهایی که به جای قانون از کنش‌های متقابل اعضا به وجود می‌آید.
3. عوامل بیرونی، شامل موارد فرهنگی، دین و مذهب و ایدئولوژی جامعه یا گروه سازنده.
4. عوامل طبیعی، شامل روابط خویشاوندی و همبستگی‌های قومی و نژادی.

اهمیت سرمایة اجتماعی

 میزان سرمایة اجتماعی درهر گروه یا جامعه‌ای، نشان دهندة میزان اعتماد افراد به یکدیگر است؛ همچنین وجود سرمایة اجتماعی موجب تسهیل کنش‌های  اجتماعی می‌گردد، به طوری که می‌توان در مواقع بحرانی برای حل مشکلات، سرمایة اجتماعی به عنوان اصلی‌ترین منبع حل مشکلات و اصلاح فرآیندهای موجود سود برد. این میزان سرمایة اجتماعی می‌تواند نشان دهندة شکاف موجود بین این جامعه با جامعه‌ای برخوردار از یک نظام دموکراتیک با کارآیی بالا در ایجاد سلامت و رفاه عمومی باشد.

از این رو شناسایی عوامل مؤثر در تقویت یا تضعیف سرمایة اجتماعی اهمیت بسزایی دارد.

تعدادی از عناصر اصلی که می‌توان سرمایة اجتماعی را با آن مورد اندازه‌گیری و سنجش قرار داد، این موارد است: آگاهی به امور عمومی، ‌سیاسی و اجتماعی (وجود انگیزه در افراد جامعه که در پی کسب این دسته از آگاهی‌ها برآیند)، اعتماد عمومی به یکدیگر، اعتماد به نهادهای ملی، مشارکت غیررسمی همیارانه در فعالیت‌های دواطلبانه در شکل‌های غیر دولتی:
خیریه‌ای، مذهبی، اتحادیه‌ها، انجمن‌های صنفی، ‌علمی و ... .

در مجموع می‌توان گفت یکی از معیارهای اصلی در شناخت سرمایة اجتماعی، شکل و شیوة روابط اجتماعی افراد با یکدیگر و نحوة همزیستی آن‌ها در جامعة مورد مطالعه است. از دیگر معیارها می‌توان به احساس مردم نسبت به حکومت و مردم اشاره نمود.
 
گرایش مردم نسبت به حضور در فعالیت‌های داوطلبانة مردمی و اعتماد ایشان به نتیجه بخش بودن این فعالیت‌ها از دیگر معیارهای مهم است و در آخر داشتن احساس خوشایند نسبت به امنیت، پیوندهای خانوادگی و اجتماعی و امیدواری نسبت به آینده از معیارهای مطرح محسوب می‌شوند.
موضوع سرمایة اجتماعی در سال‌های اخیر در سطح دنیا ارزش و اهمیت قابل توجهی یافته است و بویژه حکومت‌ها در سنجش میزان مقبولیت و مشروعیت مردمی به میزان اعتماد و اطمینان مردم به حکومت بیش از پیش توجه می‌کنند.

از سوی دیگر بالا بودن سرمایة اجتماعی در کشورهای مختلف می‌تواند حاکی از ثبات اجتماعی و استقرار هنجارهای رفتاری مبتنی بر تشریک مساعی باشد، همچنان که پایین بودن آن نیز از گسیختگی اجتماعی و شرایط بحران آفرین حکایت دارد.

موضوع زنان و سرمایة اجتماعی شاید از جمله مواردی است که در ایران کمتر به آن  توجه شده است. زنان از سویی چون مردان با شاخص‌های سرمایة اجتماعی درگیر هستند و از سوی دیگر از ‌آن‌جا که در حال بازتعریف هویت اجتماعی خود هستند، شرایط دوران گذار را بیش از مردان احساس می‌کنند، از این رو در  مسائل خاص خود نیز با مقولة سرمایة اجتماعی مواجهند.

در جوامع جدید زنان این فرصت را دارند که بخت  خود را در طیف وسیعی از زمینه‌های گوناگون  بیازمایند و از آن‌جا که زنان باید هویت قبلی و تثبیت یافتة خود را بیش از مردان از دست بدهند، دوران تجدد را به شکلی کامل‌تر و تناقض‌آمیزتر تجربه می‌کنند4 (گیدنز: 1378)؛ این موضوع نه درکشور ما، بلکه در سطح جهان تجربه شده است، در این خصوص کاستلز5 (1382) می‌نویسد:

ابعاد دگرگون شدن آگاهی زنان و ارزش‌های اجتماعی در اکثر جوامع، آن هم در کمتر از سه دهه، شگفت‌انگیز است. تحول فرآیند جامعه‌پذیری جنسیتی در زمینة حضور زنان در عرصه‌های عمومی با هدف کسب موقعیت‌های بالاتر اجتماعی با گسترش تحصیلات، بویژه در سطح آموزش عالی در میان زنان تشدید شده است، اما تغییری متناسب با آن در زمینة حضور و مشارکت مردان در عرصه‌های خصوصی و تقسیم کار جنسیتی دیده نشده است. زنان از طرفی نه تنها چون دیگر آحاد جامعه با مشکلات ناشی از کاهش سرمایة اجتماعی، چون پایین آمدن سطح اعتماد عمومی، ضعف هنجارهای اجتماعی و بالا رفتن انحرافات اجتماعی مواجه هستند، بلکه بیش از مردان با مشکلات دوران انتقال نیز در تعامل می‌باشند، چرا که نقش‌های معمول سنتی آنان در تعارض بیشتری با آگاهی‌های جدید و مطالبات آنان می‌باشد و به ناچار تقابل بیشتری با ساختارهای مردسالار موجود می‌یابند، اما از سوی دیگر ایجاد خواسته‌ها و نیازهای جنسیتی آنان، تغییر و تحول در موقعیت کنونی را برای آنان به عنوان یک ضرورت قلمداد می‌نماید، در نتیجه در ضمن آن‌که دغدغة وضعیت موجود را دارند، درون ساختارهای حاکم وارد شده و مبادرت به حضور در برخی نهادهای مدنی نموده یا موجب حرکت‌های جمعی در سطح روشنفکران و مردم می‌شوند؛ ‌در واقع آنان در تلاش هستند راه را برای بازاندیشی در عرصه‌های حیات اجتماعی گشوده و زمینة آگاهی و کنش جمعی زنان را فراهم نمایند. از این رو در نگاه اولیه به مسأله، شاید وضعیت زنان در یک موقعیت پارادوکسیکال(تناقض‌آمیز) تحلیل شود، چرا که  از سویی شاخص‌های سرمایة اجتماعی در زنان بالا نیست و از سوی دیگر اعتماد و اعتنا به برخی ساختارها در آنان  تا حدودی قابل توجه است.

در این‌جا به بررسی برخی از شاخص‌های سنجش سرمایة اجتماعی در زنان می‌پردازیم:

- بر اساس تحقیق ملی بررسی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان6 (1382) فقط 36 درصد زنان تمایل دارند زن به دنیا بیایند و 47 درصد آنان تمایل دارند اگر دوباره به دنیا می‌آمدند، مرد به دنیا می‌آمدند و برای 17 درصد باقی مانده، تفاوت چندانی ندارد. این که فقط 36 درصد زنان تمایل دارند زن به دنیا بیایند، جای تأمل بسیار دارد، بخصوص زمانی که این نسبت در بین دختران جوان بسیار کمتر می‌شود. این نارضایتی از جنس می‌تواند حاکی از آن باشد که زنان از شرایط جنسیتی حاکم بر خود راضی نیستند.

در تحقیقی که بر روی زنان شهری صورت گرفته، مشخص شده است 80 درصد زنان با کلیشه‌های جنسیتی تحصیلی، 76 درصد با کلیشه‌های جنسیتی شغلی، 62 درصد با کلیشه‌های زبانی و 59 درصد نیز با کلیشه‌های جنسیتی خانوادگی مخالفند و از آن‌ها  راضی نیستند7 (رفعت جاه: 1383). مشابه همین تحقیق در سطح روستا نیز انجام شده است که نشان می‌دهد اکثریت قریب به اتفاق زنان روستایی نیز از کلیشه‌های جنسیتی حاکم بر جامعة خود اطلاع دارند و با آن‌ها مخالفند و نسبت به نحوة جامعه‌پذیری و مسائل ناشی از آن و نحوة درونی‌سازی برتری جنس مذکر از آگاهی بالایی برخوردارند و از تعلیم و تربیتی که به ترجیح جنسی منجر می‌شود، انتقاد می‌‌کنند8 (هومین‌فر: 1382). جالب است که این آ‌گاهی و به دنبال‌آن نارضایتی از وضع موجود و تلاش برای تغییر، تقریباً در همة زنان (البته با سطوح متفاوت) مشاهده می‌شود و نگارنده9 (1384) نیز این میل به تغییر و رشد و پیشرفت شخصی را در سنتی‌ترین زنان جامعه مشاهده کرده است.

با بالا رفتن سطح آگاهی و تحولات اجتماعی به وقوع پیوسته، انتظارات که جامعه از زنان دارد، با انتظاراتی که آنان از خود دارند، روز به روز اختلاف و فاصلة بیشتری پیدا می‌کنند، این مسأله به احساس بی‌عدالتی جنسیتی در زنان بویژه دختران جوان دامن می‌زند. در تحقیقی که بر احساس بی‌عدالتی جنسیتی در دانشجویان دختر انجام شده، این نتایج قابل توجه است:

 6/89 درصد آنان دارای احساس بی‌عدالتی جنسیتی زیاد و خیلی زیاد هستند و تنها 5 درصد دارای احساس بی‌عدالتی کم هستند10 (دهنوی: 1384).

این احساس حتی در بین دختران نوجوان هم وجود دارد، آنان معتقدند احساس محدودیت یکی از زمینه‌های مشترک خانه، مدرسه و جامعه است. دختران از محدودیت زیاد احساس ناخوشایندی دارند و معتقدند خود این احساس محدودیت، می‌تواند برای آنان موجب تنش بسیار شود.

آنان پیامدهای نامطلوب را رواج فساد و پنهان‌کاری می‌دانند11 (پرویزی و نیک‌بخت:1383). احساس بی‌عدالتی، محدودیت و نارضایتی از جنس می‌تواند موجب کاهش زمینه‌های اعتماد اجتماعی زنان شود، زنان و دختران ایرانی عمده‌ترین نیازهای خود را در یک تحقیق ملی با 12000 نفر نمونة آماری در وهلة اول، بیکاری عنوان کرده‌اند و مسأله بعدی خود را نیاز به آزادی و امنیت ‌دانسته‌اند (قره‌یاضی: 1382، به نقل از نیکبخت).

حضور در فعالیت‌های داوطلبانه

مطالعات صورت گرفته در حوزة فعالیت‌های داوطلبانة زنان حاکی از آن است که پس از انقلاب در کشور برخی مشارکت‌های مدنی شکل گرفته است که پیش از انقلاب بسیار محدودتر بوده، اما مشارکت‌های سنتی از گذشته وجود داشته و همچنان ادامه دارند. مطالعه‌ای که توسط شادی طلب12 (1382) انجام شده است، نشان می‌دهد سطح مشارکت‌های مذهبی- خیریه‌ای (که از گذشته نیز در کشور رواج داشته) متوسط است.

25 درصد از زنان مورد مطالعه، میزان مشارکت بالا و 4/43 درصد سطح متوسط مشارکت داشته‌اند. برای نمونه می‌توان به شرکت در جلسات مذهبی، سفره‌ها و مراسم نذری، اعیاد، عزاداری و فعالیت‌های خیریه  در قالب فعالیت‌های مردمی غیررسمی اشاره کرد.

اما مشارکت مدنی زنان مانند شرکت در سازمان‌های صنفی، کارگری، گروه‌ها و احزاب سیاسی و سازمان‌های غیردولتی و تعاونی‌ها بسیار پایین است: 92 درصد زنان، مشارکت در سطح پایین دارند و کمتر از یک درصد زنان در سطح بالای مشارکت‌های مدنی قرار دارند.

بر طبق آمار مرکز امور مشارکت زنان و خانواده تا پایان سال 1383، تعداد 470 سازمان غیردولتی (NGO) زنان با داشتن مجوز رسمی در کشور فعالیت داشته‌اند که این تعداد ظاهراً  در حال فزونی است، اما از سوی دیگر شرایط برای ادامة کار سازمان‌های غیردولتی‌ در کشور به دلیل عدم اعتماد به آن‌ها محدودتر شده و امکان کسب مجوز رسمی بسیار سخت‌تر گشته است.

فوکویاما اعتقاد دارد شاخص‌هایی مانند بالا رفتن نرخ طلاق،‌ میزان وقوع جرم و جنایت، زشتکاری با کودکان، ‌تولد فرزندان نامشروع و مصرف اکس و مواد مخدر می‌تواند هشدارهایی نسبت به تخریب سرمایة اجتماعی باشد. اگر بخواهیم در ایران، این شاخص‌ها را با توجه به اطلاعات و آمار موجود  مورد بررسی قرار دهیم و از سویی نسبت آن را با مسألة زنان بسنجیم، باید این محورها را مورد توجه قرار ‌دهیم: شکاف نسلی، میزان وقوع طلاق، فرار دختران از خانه و روسپی‌‌گری.

مطالعات نشان می‌دهند از آن‌جا که سرعت تغییرات اجتماعی تحت تأثیر نسل‌های سنی زیاد است، میزان بازتولید ارزش‌های اجتماعی در جامعة جدید ایران کاهش یافته13 (عبداللهیان.1382)؛ آن چه در ایران درحال وقوع است، از بحث شکاف نسلی به طور کلی متفاوت است، در حال حاضر مسالة شکاف نسلی منوط به جنسیت در حال شکل‌گیری است.

نسل سنی زنان ارزشی را تولید نمی‌کند که نسل سنی مردان تولید می‌کند و هر چه نسل زنان جدیدتر می‌شود، تنوع ذهنی‌شان هم بیشتر می‌شود (عبداللهیان. 1382).

اگر بپذیریم که یکی از عوامل مهم ایجاد پدیدة شکاف نسلی، تفاوت در فرآیند اجتماعی شدن دو نسل است، نه تنها زنان نسل جدید از زنان نسل قبل به شکل متفاوتی جامعه‌پذیر شده‌اند، بلکه زنان این نسل متفاوت از مردان این نسل، با نظام ارزشی متفاوتی جامعه‌پذیر می‌شوند و این تفاوت به جهت شتاب تغییرات، در آگاهی و نگرش جنسیتی نمود عینی بیشتری می‌یابد.

در واقع زنان شکاف نسلی را در برخی موارد بسیار بیشتر از مردان تجربه می‌‌کنند. این شکاف در صورتی که درست درک و دریافت نشود، علاوه بر این‌که  منجر به گسترش بی‌اعتمادی در خانواده‌ها، بین پدر و مادر و فرزندان می‌شود، منجر به کاهش اعتماد اجتماعی نیز گشته و در قالب کنش‌های جمعی غیرمستقیم و اعتراض، نمود عینی می‌یابد.

میزان وقوع طلاق

آمار رسمی کشور نشان می‌دهد نرخ طلاق در کشور رشد صعودی داشته و در سال 1384، 787671 مورد ازدواج صورت گرفته که نسبت به سال 1383، رشد 8/8 درصدی داشته است، در حالی که در همین سال 84243 مورد طلاق صورت گرفته که نسبت به سال 1383 با رشد 02/14 درصدری روبرو بوده است. این میزان طلاق نسبت به سال 1380 با رشد 25 درصدی مواجه بوده، در حالی  که رشد ازدواج 13 درصد بوده است.
 
‌در برخی استان‌ها این رقم بسیار بالاتر است و به ازای هر 4/3 ازدواج، یک طلاق صورت گرفته است14 (آمار رسمی ثبت احوال: 1384). همان‌گونه که از آمار ارائه شده برمی‌آید، در سال‌های اخیر رشد طلاق در کشور قابل توجه بوده و بالاترین گروه سنی متقاضی طلاق در بین مردان، 24 تا 29 سال و در بین زنان 18 تا 22 سال بوده است؛ اغلب این افراد یکی از دلایل مهم تصمیم خود را، علاوه بر آسیب‌های اجتماعی چون اعتیاد و بیکاری، عدم درک متقابل زن و مرد از یکدیگر به دلیل وجود ساختارهای ناکارآمد و ناهماهنگی با تغییرات به وجود آمده، می‌دانند.
در این جا از پرداختن به پیامدهای ناشی از طلاق در کشوری مانند ایران صرف‌نظر می‌کنم.

 فرار زنان و دختران از خانه

 آمار ارائه شده از مراجع گوناگون ذیربط چون نیروی انتظامی، وزارت کشور و سازمان بهزیستی حاکی از آن است که رقم زنان و دختران فراری، در کشور در حال افزایش است.

بر اساس آمار رسمی دفتر امور آسیب‌دیدگان سازمان بهزیستی، تعداد دختران فراری خودمصرف در سال 1382 به 2962 نفر رسیده است15 (میری آشتیانی: 1383)، البته زنان و دخترانی که قاچاق شده و دستگیر می‌شوند، ربوده می‌شوند و ‌یا جزء ‌باندهای فساد هستند، در این آمار منظور نشده‌اند.

همچنین آمار نیروی انتظامی در سال 1380 نشان می‌دهد که تعداد 2300 نوجوان فراری دستگیر شده‌اند که 74 درصد آنان را دختران تشکیل می‌داده‌اند. متأسفانه، در کشور به رقم دقیق دختران فراری دسترسی وجود ندارد، اما به طور قطع تعداد زنان و دختران فراری در کشور بسیار بیش از این‌هاست.

«مهم‌ترین عامل فرار دختران از خانه خشونت خانوادگی منظور شده است که از شایع‌ترین این خشونت‌ها سوء استفادة جنسی (36 درصد) تنبیه بدنی (33 درصد) و اجبار به خرید و فروش موادمخدر(13 درصد) است که در سال‌های اخیر،کنترل شدید خانوادگی، ‌احساس تبعیض و طردشدگی از خانواده، ‌موقعیت مناسب برای رسیدن به آرزوها از جنس آزادی‌ فردی داشتن و استقلال نیز به این عوامل افزوده شده است» (میری آشتیانی: 1385). 

 روسپی‌گری

 در کشور آمار روشنی در مورد روسپی‌گری زنان وجود ندارد، اما تحقیقات در مورد علل و عوامل مؤثر در ایجاد پدیدة روسپی‌گری نشان می‌دهند بیش از 70 درصد زنان روسپی در اثر مشکلات خانوادگی به روسپی‌گری روی می‌آورند و فقر و بیکاری، نابسامانی و اعتیاد اعضای خانواده نیز از دیگر عوامل است.

می‌توان با اطمینان گفت 92 درصد زنان روسپی با انگیزه‌های غیرجنسی وارد دنیای روسپی‌گری می‌شوند16 (نفریه: 1383).
تحقیقات در مجموع، عوامل رواج روسپی‌گری را «جنگ و آسیب‌های اجتماعی ناشی از آن»، «فقر و فاصلة طبقاتی»، «انسداد روابط سالم  اجتماعی و فرهنگی بین زنان و مردان»، «شکاف بین نسلی در خانواده‌ها و جدایی آن با آموزه‌های رسمی»، «آسیب‌پذیری مرزهای هنجار و بی‌هنجاری و بزرگی دامنة خطوط قرمز در مناسبات دو جنس» می‌دانند( طایفی: 1385).

علیایی زند17 (1381) در تحقیق بر روی زنان روسپی به این نتیجه رسیده است که اکثر دخترانی که از خانه فرار می‌کنند، حداکثر به فاصلة 48 ساعت پا به دنیای روسپی‌گری می‌گذارند، بیشتر زنان روسپی از محبت خانوادگی محروم بوده‌اند و خود را افرادی بی‌اهمیت و بی‌ارزش می‌دانند.

شاخص‌هایی مانند عدم رضایت از جنس و کلیشه‌های جنسیتی رایج، احساس محدودیت و عدم وجود آزادی، نیاز به امنیت، بالا رفتن میزان طلاق و فرار از خانه، نشان می‌دهند سرمایة اجتماعی در میان  زنان کشور در سطح امیدوارکننده‌ای نیست، اما از سوی دیگر تلاش برای تغییر وضعیت، بالا رفتن نرخ زنان متقاضی تحصیلات عالی، زنان متقاضی اشتغال، زنانی که در فعالیت‌های اجتماعی مشارکت می‌نمایند، زنانی که وارد مناسبات مردسالارانه و فعالیت‌های سیاسی می‌شوند، زنانی که برای پیشبرد حرکت‌های جمعی و مردمی تلاش می‌کنند و بالأخره زنانی که در جهت تغییر ساختارهای مردسالارانه و قوانین تبعیض‌آمیز گام بر می‌دارند، همه حاکی از آن است که هنوز زنان به انقطاع کامل و ناامیدی نرسیده‌اند و انجام حرکت‌های اصلاحی مسالمت‌آمیز به این معناست که زنان در ضمن آن که اعتماد چندانی به شرایط موجود ندارند، اما تلاش می‌کنند بازاندیشی در هویت شخصی و ایجاد و استقرار فرهنگ جدید با کمترین آسیب‌‌های اجتماعی همراه باشد، به طور مثال زنان در برخورد با ساختار صلب تقسیم کار جنسیتی بیشترین فشار را بر خود تحمیل می‌کنند تا آسیب کمتری به خانواده وارد آید؛ زنان در این راه تنها هستند و کمتر از همراهی دیگر نیروهای اجتماعی- سیاسی برخوردارند.
 
شرایط حاکم نیز نه تنها کمکی به آنان نمی‌کند، بلکه با مانع تراشی و سنگ‌اندازی مانع احقاق حقوق اولیة آنان مانند ورود به دانشگاه نیز می‌شود.

زنان اعتماد می‌کنند و برای مدتی مانع آسیب‌های ناشی از مقاومت در مقابل حقیقت می‌شوند، اما این برای همیشه ممکن نیست.

 
پانوشت‌ها:

1. فوکویاما، فراسیس: پایان نظم، سرمایة اجتماعی و حفظ آن،‌ ترجمة غلامعباس توسلی، تهران، انتشارات جامعة ایرانیان، 1379.
2. پاتنام، رابرت: دموکراسی و سنت‌های مدنی، ترجمة محمدتقی دلفروز، تهران، دفتر مطالعات و تحقیقات سیاسی وزارت کشور، 1380.
3. کلمن، جیمز: بنیادهای نظریة اجتماعی،‌ ترجمة منوچهر صبوری، تهران، نشر نی، 1377. 
4. گیدنز، آنتونی: تجدد و تشخص، ترجمة ناصر موفقیان،‌ تهران، نشر نی، 1378. 
5. کاستلز،مانوئل: عصر اطلاعات، جلد دوم: قدرت هویت، ترجمة حسن چاوشیان، تهران، طرح نو، 1380.
6. محسنی، منوچهر: ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان، تهران، دفتر طرح‌های ملی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1382.
7. ساروخانی، باقر و رفعت‌جاه، مریم: عوامل جامعه‌شناختی در بازتعریف هویت اجتماعی زنان، پژوهش زنان، دورة دوم،  1383. 
8. هومین‌فر، الهام: تحول جامعه‌پذیری جنسیتی، پژوهش زنان،‌ دورة اول، شمارة 7، 1382. 
9. ماشینی، فریده: تأثیر جلسات مذهبی زنانه بر کیفیت زندگی زنان شرکت کننده، پایان نامة کارشناسی ارشد، دانشگاه علامة طباطبایی، 1384.
10. دهنوی، جلیل: بررسی پیامدهای اجتماعی احساس بی‌عدالتی جنسی، پایان‌نامة کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس، 1384.
11. پرویزی، ‌سرور و نیک‌بخت، علیرضا: سلامت دختران نوجوان و پارادوکس آزادی/ محدودیت، پژوهش زنان، دورة دوم، شمارة 2، 1383.
12. شادی طلب، ژاله: مشارکت اجتماعی زنان، پژوهش زنان، دورة اول، شمارة 7، 1382.
13. عبداللهیان، حمید: نسل‌ها و نگرش جنسیتی، پژوهش زنان، شمارة 3،  1383.
14. سازمان ثبت احوال کشور: آمار رسمی ثبت احوال،1384.
15. میری‌آشتیانی، الهام‌السادات: مسائل اجتماعی زنان در ایران، تهران، مرکز تحقیقات استراتژیک، 1385.
16. نفریه، مدیرکل بهزیستی استان تهران، روزنامة شرق، 1383.
17. علیایی‌زند، شهین: ازدواج نامناسب بستری زمینه‌ساز برای روسپی‌گری، فصلنامة رفاه اجتماعی، ‌سال دوم، شمارة 5، 1381.


* محقق و پژوهشگر مسائل زنان 
فریده ماشینی*

 

 
امتیاز دهی
 
 

تعداد بازديد اين صفحه: 175









 
کلیه حقوق این سایت متعلق به وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران میباشد.
استفاده از اطلاعات این سایت با ذکر منبع بلامانع است.
Best View in 1024x768